خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عارف بیانگر دردها و رنجهای درونی است که با وجود آن، شادیهای ظاهری را به نمایش میگذارد. شعر به موضوعاتی مانند مرگ، رنج، سکوت و نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد و از نمادهایی مانند شمع و کوزههای گلی برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و رنج نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۰ - عارف اگر چه بیغم دل دم نمیزند
عارف اگر چه بیغم دل دم نمیزند
هردم چه خنده ها که بعالم نمیزند ۱
در خامشی بگیر سبق از کتاب، کو
با صد لب و هزار سخن دم نمیزند ۲
آگه شود اگر ز مکافات ضرب و زور
من بعد شاه سکه بدرهم نمیزند ۳
آن را که خواب مرگ بود در نظر مدام
چون شمع تا سحر مژه بر هم نمیزند ۴
آید سخا ز مردم درویش بیشتر
چینی چو کوزه های گلین نم نمیزند ۵
ای شمع، زیر چرخ چه اظهار خوشدلی است؟
کس گل به سر به محفل ماتم نمی زند! ۶
هردم چه خنده ها که بعالم نمیزند ۱
در خامشی بگیر سبق از کتاب، کو
با صد لب و هزار سخن دم نمیزند ۲
آگه شود اگر ز مکافات ضرب و زور
من بعد شاه سکه بدرهم نمیزند ۳
آن را که خواب مرگ بود در نظر مدام
چون شمع تا سحر مژه بر هم نمیزند ۴
آید سخا ز مردم درویش بیشتر
چینی چو کوزه های گلین نم نمیزند ۵
ای شمع، زیر چرخ چه اظهار خوشدلی است؟
کس گل به سر به محفل ماتم نمی زند! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - حرفی اگر بعاشق بیتاب میزند
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - این حریفان که گهی زاهد و گه اوباشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.