هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ساقی میخواهد تا با بادهگساری و عشق، غمها را از بین ببرد و زندگی را با شادی و بیخیالی پیش ببرد. شاعر از عشق و مستی به عنوان راهی برای رهایی از غم و نادانی یاد میکند و بر اهمیت لذتجویی و دوری از عقلگرایی تأکید مینماید.
رده سنی:
18+
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بادهگساری و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۰۰ - ساقیا مستان خواب آلوده را بیدار کن
ساقیا مستان خواب آلوده را بیدار کن
از فروغ باده رنگ رویشان گلنار کن ۱
لاابالی پیشهگیر و عاشقی بر طاق نه
عشق را در کار گیر و عقل را بیکار کن ۲
گر ز چرخ چنبری از غم همی خواهی نجات
دور باده پیش گیر و قصد زلف یار کن ۳
پنج حس و چار طبع از پنج باده برفروز
وز دو گیتی دل به یکبار از خوشی بیزار کن ۴
دانشت بسیار باشد چونکه اندک می خوری
دانشی کو غم فزاید از میش بردار کن ۵
ور ز راه پنج حس خواهی که یار آید ترا
پنج باده نوش کن هر پنج در مسمار کن ۶
دوستار عشق گشتی دشمن جانان مشو
چاکری می چون گرفتی بندگی خمار کن ۷
ور به عمر اندر به نادانی نشسته بودهای
از زبان عاجزی یکدم یک استغفار کن ۸
از فروغ باده رنگ رویشان گلنار کن ۱
لاابالی پیشهگیر و عاشقی بر طاق نه
عشق را در کار گیر و عقل را بیکار کن ۲
گر ز چرخ چنبری از غم همی خواهی نجات
دور باده پیش گیر و قصد زلف یار کن ۳
پنج حس و چار طبع از پنج باده برفروز
وز دو گیتی دل به یکبار از خوشی بیزار کن ۴
دانشت بسیار باشد چونکه اندک می خوری
دانشی کو غم فزاید از میش بردار کن ۵
ور ز راه پنج حس خواهی که یار آید ترا
پنج باده نوش کن هر پنج در مسمار کن ۶
دوستار عشق گشتی دشمن جانان مشو
چاکری می چون گرفتی بندگی خمار کن ۷
ور به عمر اندر به نادانی نشسته بودهای
از زبان عاجزی یکدم یک استغفار کن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - جام را نام ای سنایی گنج کن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - خانهٔ طاعات عمارت مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.