هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر مفاهیمی مانند قناعت، استقلال، عزت نفس، و بینیازی از دیگران است. شاعر تأکید میکند که با تلاش خود میتوان به موفقیت رسید و نیازی به چشمداشت دیگران نیست. همچنین، او از تکلف و زینتهای ظاهری دوری میجوید و ارزشهای درونی را برمیشمارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
شماره ۳۵۵ - از چشم تنگ مردم، چشمم عصا نخواهد
از چشم تنگ مردم، چشمم عصا نخواهد
از بیم زهر منت، دردم دوا نخواهد ۱
با دست رنج خویشم، فارغ ز ریزش خلق
جز آبروی بازو، دست آسیا نخواهد ۲
از آنکه بهر زینت، داری بدستها چشم
زینت بس آنکه دستت، رنگ از حنا نخواهد ۳
دردسر تکلف بر سر ز کثرت آمد
گر تن دهی به وحدت، نان شوربا نخواهد ۴
سامان اسب و استر، ز آمد شد است با خلق
گر پا کشی بدامن، دستت عصا نخواهد ۵
بر نور چشم بینش، این بس دلیل روشن
کز توتیای مردم، هرگز ضیا نخواهد ۶
گر کشور قناعت، سرکوب منتی نیست
این دولت خدا داد، بال هما نخواهد ۷
در وادی تنزل، سامان ره نباشد
هر چند راه سنگ است، سیلاب پا نخواهد ۸
از خسرو قناعت، تشریف عزتم بس
از ننگ خواستنها، عیدم قبا نخواهد ۹
حزن و سرور گیتی، آید یکی بچشمم
سورم طرب نداند، مرگم عزا نخواهد ۱۰
در کشور تجرد، رسم تکلفی نیست
بس زینت سرایم، کان بوریا نخواهد ۱۱
تحقیق حاجت خلق، باشد بهانه بخل
بارد به خشک و تر ابر،همت گدا نخواهد ۱۲
از فقد آتش رحم، دلها تنور سرد است
بیچاره آنکه واعظ، نان از خدا نخواهد ۱۳
از بیم زهر منت، دردم دوا نخواهد ۱
با دست رنج خویشم، فارغ ز ریزش خلق
جز آبروی بازو، دست آسیا نخواهد ۲
از آنکه بهر زینت، داری بدستها چشم
زینت بس آنکه دستت، رنگ از حنا نخواهد ۳
دردسر تکلف بر سر ز کثرت آمد
گر تن دهی به وحدت، نان شوربا نخواهد ۴
سامان اسب و استر، ز آمد شد است با خلق
گر پا کشی بدامن، دستت عصا نخواهد ۵
بر نور چشم بینش، این بس دلیل روشن
کز توتیای مردم، هرگز ضیا نخواهد ۶
گر کشور قناعت، سرکوب منتی نیست
این دولت خدا داد، بال هما نخواهد ۷
در وادی تنزل، سامان ره نباشد
هر چند راه سنگ است، سیلاب پا نخواهد ۸
از خسرو قناعت، تشریف عزتم بس
از ننگ خواستنها، عیدم قبا نخواهد ۹
حزن و سرور گیتی، آید یکی بچشمم
سورم طرب نداند، مرگم عزا نخواهد ۱۰
در کشور تجرد، رسم تکلفی نیست
بس زینت سرایم، کان بوریا نخواهد ۱۱
تحقیق حاجت خلق، باشد بهانه بخل
بارد به خشک و تر ابر،همت گدا نخواهد ۱۲
از فقد آتش رحم، دلها تنور سرد است
بیچاره آنکه واعظ، نان از خدا نخواهد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۴ - تنها ز لفظ، شعر تو دلبر نمیشود
گوهر بعدی:شماره ۳۵۶ - عشق او جان خسته میخواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.