هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد و رنج عشق، جدایی و یاد معشوق سخن میگوید. او از نزاع و غارت دل، اشارات ابرو، لباس و لب، خاطرات و غمها، شکستن دل و وجود معشوق، و زخمهای تیغ عشق میگوید. در نهایت، شاعر به واعظی اشاره میکند که از درد عشق بیخبر است ولی بشارت مرهم را میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند زخم تیغ دوست و غارت دل ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.
شماره ۴۱۸ - وقت نزاع، جان و دل از بهر غارتش
وقت نزاع، جان و دل از بهر غارتش
ناخن به هم زند ز دو ابرو اشارتش ۱
شاید که در لباس رسد از لبش بکام
پنهان شده است معنی از آن در عبارتش ۲
گردیده خاطرم چو قدمگاه یاد او
غم ها از آن کنند تلاش زیارتش ۳
دل خانه شکسته ز بار وجود تست
باشد خراب ساختن خود، عمارتش ۴
واعظ نبود با خبر از زخم تیغ دوست
مرهم چه خوب کرد که داد این بشارتش ۵
ناخن به هم زند ز دو ابرو اشارتش ۱
شاید که در لباس رسد از لبش بکام
پنهان شده است معنی از آن در عبارتش ۲
گردیده خاطرم چو قدمگاه یاد او
غم ها از آن کنند تلاش زیارتش ۳
دل خانه شکسته ز بار وجود تست
باشد خراب ساختن خود، عمارتش ۴
واعظ نبود با خبر از زخم تیغ دوست
مرهم چه خوب کرد که داد این بشارتش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - شمشاد چیست تا کند آن زلف شانه اش؟!
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - یارب بفضل خویش، گناهان ما ببخش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.