هوش مصنوعی: این متن شعری است که از احساسات عمیق عاشقانه، رشک، غیرت و پیری سخن می‌گوید. شاعر از عشق و دل‌بستگی شدید به معشوق می‌گوید و از رنج‌های ناشی از این عشق مانند رشک و غیرت یاد می‌کند. در پایان نیز از پیری و کناره‌گیری از دنیا سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم مانند غیرت و رشک نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

شماره ۴۲۲ - گهر بر خویشتن پیچد ز فکر عقد دندانش

گهر بر خویشتن پیچد ز فکر عقد دندانش
صدف دندان فشارد بر جگر از رشک مرجانش ۱

چه سان دل میتوان کندن، ز چشم سرمه سای او؟
که قامت میکشد رو بر قفا برگشته مژگانش! ۲

ز گل گشت چمن آن شوخ هر گه باز میگردد
ز غیرت هر گلی دستیست پندارم بدامانش ۳

چه سان هم عهد بینم با کسانش من که از غیرت
نمیخواهم که باشد با درستی عهد و پیمانش ۴

رسید ایام پیری، دل ز اوضاع جهان کندم
بچوگان خمیدن، گوی دل بردم ز میدانش ۵

پریشانی است حاصل دانه دل را همین واعظ
مگر پرورده یی در آب و خاک ملک ایرانش؟! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - نگین خاتم دلهاست در دندانش
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - بهشت سفره درویش و، کاسه چو بینش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.