هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعات عشق، رنج، مرگ، دنیا و رزق می‌پردازد. شاعر از عشق و فغان می‌گوید، از گذر زمان و پیری سخن می‌راند، و به بی‌ثباتی دنیا اشاره می‌کند. همچنین، متن بر پذیرش تقدیر و رضایت به قضای الهی تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و رنج ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۴۲۴ - نشود عاشق از فغان خاموش

نشود عاشق از فغان خاموش
کار دریا بود همیشه خروش ۱

سخن از عشق، پخته میگردد
آب دایم خورد ز آتش جوش ۲

کی شوی بزم شاه را قابل؟
نشوی تا ز اشک گوهر پوش ۳

نتوانی گریختن زین تن
بسکه تنگت کشیده در آغوش ۴

صبح پیری دمید، و از دم مرگ
میشود شمع هستیت خاموش ۵

چشم دل را ز خاک شاه و گدا
هست گیتی دکان سرمه فروش ۶

کشت ای دل ترا غم دنیا
باده تلخ پند من مینوش ۷

چه غم رزق؟ کآسمان و زمین
میکشند آب و دانه تو بدوش! ۸

حرف دنیا چو بگذرد واعظ
نیست دری ترا چو پنبه بگوش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - بهشت سفره درویش و، کاسه چو بینش
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - پیری آمد، نه جوانیست دگر از ما خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.