هوش مصنوعی: این متن به موضوع پیری و تغییرات ناشی از آن در زندگی می‌پردازد. شاعر از گذر جوانی و رسیدن به پیری سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که در این دوران، دیدگاه‌ها و احساسات تغییر می‌کنند. او همچنین به ناپایداری دنیا و اهمیت گذراندن روزهای باقی‌مانده با خوشی اشاره دارد، حتی اگر این روزها همراه با ناخوشی باشند. در پایان، شاعر توصیه می‌کند که در برابر ناخوشی‌ها و خوشی‌ها خوشدل باشیم، زیرا آنچه امروز ناخوش به نظر می‌رسد، ممکن است فردا خوش باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و روان‌شناختی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، موضوعاتی مانند پیری، گذر زمان و ناپایداری دنیا ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۴۲۵ - پیری آمد، نه جوانیست دگر از ما خوش

پیری آمد، نه جوانیست دگر از ما خوش
چون گل شمع بود بر سر ما گل ناخوش ۱

وقت پیری نگه گرم بخوبان خنک است
سیر گلشن نبود فصل دی و سرما خوش! ۲

خوش فشانده است ز آلایش کثرت دامن
چه عجب خاطر غمگین شود از صحرا خوش؟! ۳

نیست دنیا، بجز از خانه پر مرداری
چون در آن کرده تو پاکیزه طبیعت جاخوش؟! ۴

دو سه روزیست حیات تو و، ناخوش آن هم
بگذران ناخوشی این دو سه روز، اما خوش ۵

غم درویش بود، آنکه توان تنها خورد
خوردن نعمت الوان، نبود تنها خوش ۶

واعظ امروز بهر ناخوش و خوش، خوشدل باش
کآنچه ناخوش بود امروز، بود فردا خوش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - نشود عاشق از فغان خاموش
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - دل از خیال دوست، ندادم بفکر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.