هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فقر و بیخانمانی خود میگوید و اینکه چگونه برای حفظ آبروی خود از دنیا دوری کرده است. او از نعمتهای کوچک زندگی مانند نان خشک خود قدردانی میکند و ثروتمندان را به بخشش دعوت میکند. همچنین، او به مرگ و گذرایی زندگی اشاره میکند و از ادعاهای پوچ واعظان انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و فقر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۴۲۷ - پادشاه ملک فقرم، بهر حفظ شان خویش
پادشاه ملک فقرم، بهر حفظ شان خویش
از جهان بیگانگی را کرده ام دربان خوش ۱
تا نگردد لحظه یی با خواب راحت آشنا
دوختم مانند سوزن چشم بر مژگان خویش ۲
دوست دانسته است قدر نعمت دیدار خود
می شود در خانه آیینه هم مهمان خویش ۳
ای توانگر نعمت دادن مدار از خود دریغ
نیستی چون پنج روزی بیشتر مهمان خویش ۴
گر نه یی از حسرت الوان نعمت تلخکام
نعمتی نبود چو نان خشک، اما نان خویش ۵
ای که خود را دانه خوار آرزوها کرده یی
دشمنی می پروری، نی تن برای جان خویش ۶
پابپایت می نهد چو فردا مرگ بی امان
می گذاری تا به کی سر بر سر و سامان خویش؟! ۷
آن قدر احسان که من از فیض احسان دیده ام
بی تکلف گشته ام شرمنده احسان خویش ۸
دعوی پوچی که واعظ میکنی از روزگار
خود جواب خویش گویی گر کنی دیوان خویش ۹
از جهان بیگانگی را کرده ام دربان خوش ۱
تا نگردد لحظه یی با خواب راحت آشنا
دوختم مانند سوزن چشم بر مژگان خویش ۲
دوست دانسته است قدر نعمت دیدار خود
می شود در خانه آیینه هم مهمان خویش ۳
ای توانگر نعمت دادن مدار از خود دریغ
نیستی چون پنج روزی بیشتر مهمان خویش ۴
گر نه یی از حسرت الوان نعمت تلخکام
نعمتی نبود چو نان خشک، اما نان خویش ۵
ای که خود را دانه خوار آرزوها کرده یی
دشمنی می پروری، نی تن برای جان خویش ۶
پابپایت می نهد چو فردا مرگ بی امان
می گذاری تا به کی سر بر سر و سامان خویش؟! ۷
آن قدر احسان که من از فیض احسان دیده ام
بی تکلف گشته ام شرمنده احسان خویش ۸
دعوی پوچی که واعظ میکنی از روزگار
خود جواب خویش گویی گر کنی دیوان خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۶ - دل از خیال دوست، ندادم بفکر خویش
گوهر بعدی:شماره ۴۲۸ - بود دنیا زنی، طول أملها زلف و گیسویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.