هوش مصنوعی:
این متن به موضوع وداع و جدایی در پیری میپردازد. شاعر از دردها و رنجهای پیری سخن میگوید، مانند از دست دادن دندانها، گریههای بیاختیار، و دوری از دوستان و یاران. او همچنین به پایان دوران جوانی و رسیدن زمان کوچ (مرگ) اشاره میکند و تأکید میکند که در این زمان باید با بیدردان (احتمالاً اشاره به دنیا یا لذات آن) وداع کرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق و غمگینانه مانند پیری، مرگ و جدایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
شماره ۴۳۹ - میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
وقت شد، یعنی که باید کرد با یاران وداع ۱
گوهر دندان نباشد، کز دهن ریزد مرا
اشک بارد تن، همانا، میکند با جان وداع ۲
خانه چشمم، ز بر هم خوردگی ماتم سراست
میکند نور نگه با دیده گریان وداع ۳
نیست از پیری مرا این درد در هر استخوان
میکنند از روی درد امروز همراهان وداع ۴
قطع شد آب جوانی، دست شستیم از خوشی
درد پیری آمد و، کردیم با درمان وداع ۵
وقت کوچ آمد، نشاید رفت بیفکران بخواب
وقت رفتن گشت، باید کرد بیدردان وداع ۶
می چکاند خون ز دلها ناله جانسوز او
واعظ ما میکند گویا که با یاران وداع ۷
وقت شد، یعنی که باید کرد با یاران وداع ۱
گوهر دندان نباشد، کز دهن ریزد مرا
اشک بارد تن، همانا، میکند با جان وداع ۲
خانه چشمم، ز بر هم خوردگی ماتم سراست
میکند نور نگه با دیده گریان وداع ۳
نیست از پیری مرا این درد در هر استخوان
میکنند از روی درد امروز همراهان وداع ۴
قطع شد آب جوانی، دست شستیم از خوشی
درد پیری آمد و، کردیم با درمان وداع ۵
وقت کوچ آمد، نشاید رفت بیفکران بخواب
وقت رفتن گشت، باید کرد بیدردان وداع ۶
می چکاند خون ز دلها ناله جانسوز او
واعظ ما میکند گویا که با یاران وداع ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۸ - باشد بحرف راست چو دایم بنای وعظ
گوهر بعدی:شماره ۴۴۰ - راه اگر خواهی به اقلیم فنا مانند شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.