هوش مصنوعی: این شعر از مولانا با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، به موضوعاتی مانند فنا، عشق، ایثار، و گذر عمر می‌پردازد. شاعر از شمع به عنوان نماد فداکاری، سوختن و نورافشانی یاد می‌کند و انسان را به پیروی از این الگو دعوت می‌نماید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

شماره ۴۴۰ - راه اگر خواهی به اقلیم فنا مانند شمع

راه اگر خواهی به اقلیم فنا مانند شمع
طی کن اول خویش را سر تا به پا مانند شمع ۱

رو به سوی آسمان نیستی قد میکشد
نخل بی برگ و بهار عمر ما مانند شمع ۲

از درون تا چند باشی رشته تاب آرزو
وز برون تردامن از اشک ریا مانند شمع؟! ۳

سایه بال همای تیره روزی، صبح ماست
شام می آید برون خورشید ما مانند شمع ۴

تا توان با خصم آتش خوی سر بر سر منه
تا سر خود را نبینی پیش پا مانند شمع ۵

هر که سرگرم محبت گشت، با خود دشمن است
خون خود را میخورند اهل فنا مانند شمع ۶

باز امشب چهره یی افروختی، کز دیدنش
پنجه با آتش زند مژگان ما مانند شمع ۷

آتشین رو دلبری دارم، که هنگام خرام
آب سازد جاده را در زیر پا مانند شمع ۸

میکند از بس نمو واعظ ز سیل عمر ما
در سر ما میکند گل خار پا مانند شمع ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - نیافته است کسی لذتی ز خوان طمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.