هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از جای داغهای عشق در دل و تن خود یاد میکند و به اشک خونین و شوریدگیهای شبانه اشاره دارد. همچنین، به بازار عشق و سودای آن پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و درد ناشی از عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
شماره ۴۴۴ - از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
مینهم چون فلس ماهی، داغ بر بالای داغ ۱
آمد و رفت خیال دوست را، نتوان نهفت
نقش پای یاد جانان است در دل جای داغ ۲
اشک خونین گرددش در چشم، از سرگرمیم
بر سر شوریده ام شبها رسد چون پای داغ ۳
کوچه آمد شد درد است، در دل زخم تیر؛
ناخن سر پنجه عشق است، در تن جای داغ! ۴
ما خریداران سوداییم در بازار عشق
نیست واعظ درهم و دینار ما، جز جای داغ ۵
مینهم چون فلس ماهی، داغ بر بالای داغ ۱
آمد و رفت خیال دوست را، نتوان نهفت
نقش پای یاد جانان است در دل جای داغ ۲
اشک خونین گرددش در چشم، از سرگرمیم
بر سر شوریده ام شبها رسد چون پای داغ ۳
کوچه آمد شد درد است، در دل زخم تیر؛
ناخن سر پنجه عشق است، در تن جای داغ! ۴
ما خریداران سوداییم در بازار عشق
نیست واعظ درهم و دینار ما، جز جای داغ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - کسی ز خلق نباشد، چو خسروان قانع
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.