هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی رابطه‌ی عاشق و معشوق را با تصاویر شعری مانند چراغ، آتش، و گل توصیف می‌کند. چراغ به عنوان نماد عشق و فداکاری، از معشوق روشنایی و سوختن می‌آموزد و حتی خجالت از زیبایی او می‌کشد. شعر با مضامین عشق، جدایی، و زیبایی‌های پنهان و آشکار معشوق همراه است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۴۴۵ - روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ

روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ
سوختن از آتش هجر تو آموزد چراغ ۱

گر چراغ چهره ها از غازه میگیرد فروغ
غازه از گلگونی رنگ تو افروزد چراغ ۲

نام رویش گر برم، تا شام کاهد آفتاب
ور ز رنگش دم زنم، تا صبحدم سوزد چراغ ۳

خودنمایی حسن را، در پرده کردن خوشتر است
جامه از فانوس از آن بر خویشتن دوزد چراغ! ۴

از شرر آتش، ز شبنم گل، عرق ریزد برش!
جز خجالت زآن گل عارض چه اندوزد چراغ؟! ۵

بهر پاس گنج غم واعظ ز بیم دزد خواب
تا سحر در خانه چشم از نگه سوزد چراغ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۴ - از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
گوهر بعدی:شماره ۴۴۶ - ماند ز تاب و تب بدل زار من چراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.