هوش مصنوعی:
این شعر به موضوع مرگ (اجل) و تأثیرات آن بر زندگی انسان میپردازد. شاعر از ضعف و ناتوانی جسمی در پیری میگوید و اینکه مرگ مانند صیادی است که انسان را به دام میاندازد. او از تسلیم در برابر مرگ و رهایی از رنجهای جسمی سخن میگوید و در نهایت به فراموشی خود در غم مرگ اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا به موضوعات عمیق و فلسفی مانند مرگ و پیری میپردازد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۶۲ - قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
میکند صیدم باین قلاب صیاد اجل ۱
از حواس و از قوی، دیگر بما چیزی نماند
خرمن تن رفته رفته، رفت بر باد اجل ۲
چون گران شد گوش، واکن چشم ازین خواب گران
این گرانی، هست در گوش تو فریاد اجل ۳
قد چو خم شد، گردن تسلیم میباید کشید
بر تو باشد قد خم، شمشیر جلاد اجل ۴
سخت سستی گشته زور آور ز پیری، وقت شد
وارهیم از زحمت این تن، به امداد اجل ۵
هست وقت آنکه فکر خود کنم واعظ، ولی
کرده ام خود را فراموش از غم یاد اجل ۶
میکند صیدم باین قلاب صیاد اجل ۱
از حواس و از قوی، دیگر بما چیزی نماند
خرمن تن رفته رفته، رفت بر باد اجل ۲
چون گران شد گوش، واکن چشم ازین خواب گران
این گرانی، هست در گوش تو فریاد اجل ۳
قد چو خم شد، گردن تسلیم میباید کشید
بر تو باشد قد خم، شمشیر جلاد اجل ۴
سخت سستی گشته زور آور ز پیری، وقت شد
وارهیم از زحمت این تن، به امداد اجل ۵
هست وقت آنکه فکر خود کنم واعظ، ولی
کرده ام خود را فراموش از غم یاد اجل ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۱ - گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
گوهر بعدی:شماره ۴۶۳ - ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.