هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و خود را همچون قلمی میداند که تمام وجودش را در راه بیان این عشق صرف کرده است. او از تجربههای عاشقانه خود میگوید، از مکتب دل و یادگیری عشق، تا مقایسه خود با بلبل و عاشقان دیگر. در نهایت، عشق او را جوان میکند و به او حیات تازه میبخشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۷۴ - ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
سراپا خویشتن را چون قلم صرف زبان کردم ۱
چنان کاول شناساند الف، استاد کودک را
من اول ناوک او را، به دل خاطر نشان کردم ۲
شدم در مکتب دل تا گلستان خوان حسن او
چو قمری سطر سرو قامت او را روان کردم ۳
گذار عمر پیرم کرد و، من هم از خرام او
به فکر سرو خود افتادم و، خود را جوان کردم ۴
اگر در عاشقی بلبل نمود افغان بسی واعظ
میان عاشقان، در خامشی، من هم فغان کردم ۵
سراپا خویشتن را چون قلم صرف زبان کردم ۱
چنان کاول شناساند الف، استاد کودک را
من اول ناوک او را، به دل خاطر نشان کردم ۲
شدم در مکتب دل تا گلستان خوان حسن او
چو قمری سطر سرو قامت او را روان کردم ۳
گذار عمر پیرم کرد و، من هم از خرام او
به فکر سرو خود افتادم و، خود را جوان کردم ۴
اگر در عاشقی بلبل نمود افغان بسی واعظ
میان عاشقان، در خامشی، من هم فغان کردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۳ - غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۵ - از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.