هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را سوخته از غم و همنشین آتش عشق میداند و بیان میکند که با وجود دوری از معشوق، خیال او همیشه در دلش حاضر است. شاعر اضطراب خود را ناشی از درون خود میداند و خود را همچون شرارهای در مجمر آتش توصیف میکند. او همچنین از آمادگی خود برای فداکاری در راه عشق و حتی دور افکندن خویش در صورت وصال معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر با وجود ظاهر واعظگونه، خود را شرری در فلاخن و پرتو آتش میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۸۲ - ز غم گر سوختم، نزدیک یار مهوش خویشم
ز غم گر سوختم، نزدیک یار مهوش خویشم
شدم خاکستر، اما همنشین آتش خویشم ۱
بهر جا باشد او، من دور گرد آن سر کویم
خیالش تا بدل جا کرده، من هجران کش خویشم ۲
فلک را نیست جرم،این اضطراب از خویشتن دارم
در این مجمر شرار آسا سپند آتش خویشم ۳
چو حرف وصل گوید، خویش را دور افگنم اول
برای صید مطلب تیر روی ترکش خویشم ۴
سراپا گرچه واعظ هستیم باشد ازو، لیکن
شررسان در فلاخن، از فروغ آتش خویشم ۵
شدم خاکستر، اما همنشین آتش خویشم ۱
بهر جا باشد او، من دور گرد آن سر کویم
خیالش تا بدل جا کرده، من هجران کش خویشم ۲
فلک را نیست جرم،این اضطراب از خویشتن دارم
در این مجمر شرار آسا سپند آتش خویشم ۳
چو حرف وصل گوید، خویش را دور افگنم اول
برای صید مطلب تیر روی ترکش خویشم ۴
سراپا گرچه واعظ هستیم باشد ازو، لیکن
شررسان در فلاخن، از فروغ آتش خویشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۱ - چو تار چنگ کند گوشمال غم سازم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۳ - تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.