هوش مصنوعی:
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه میپردازد که در آن شاعر از بیمهری معشوق و زخمهای عاطفی خود سخن میگوید. او از تیغ ستم معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود یاد میکند و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند تیغ، زخم، و لب بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تصاویر شاعرانهای مانند تیغ و زخم است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم عرفانی و عاشقانه دارد.
شماره ۴۸۳ - تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
باز است بشکر تو ستمگر لب زخمم ۱
هرگز نگرفته است دهنها بزبانها
خویی که گرفته است بخنجر لب زخمم ۲
جز شکوه بیمهریت از دل نتراود
گر تیر تو انگشت نهد بر لب زخمم ۳
چندان نمکیده است لب گریه دلم را
کز آب دم تیغ، شود تر لب زخمم ۴
حرف ستمش را، بدو لب باز توان گفت
یک لب، لب تیغ و، لب دیگر لب زخمم ۵
از لذت شمشیر تو در خاک عجب نیست
گر مور چو خط جمع شود بر لب زخمم ۶
بر آینه تیغ ستم پیشه قاتل
حیران شده چون دیده جوهر لب زخمم ۷
تا چاک دلم بخیه تسلیم گرفته است
نگذشته دگر حرف بهی بر لب زخمم ۸
واعظ دلم از درد بفریاد درآید
دندان خدنگی نگزد گر لب زخمم ۹
باز است بشکر تو ستمگر لب زخمم ۱
هرگز نگرفته است دهنها بزبانها
خویی که گرفته است بخنجر لب زخمم ۲
جز شکوه بیمهریت از دل نتراود
گر تیر تو انگشت نهد بر لب زخمم ۳
چندان نمکیده است لب گریه دلم را
کز آب دم تیغ، شود تر لب زخمم ۴
حرف ستمش را، بدو لب باز توان گفت
یک لب، لب تیغ و، لب دیگر لب زخمم ۵
از لذت شمشیر تو در خاک عجب نیست
گر مور چو خط جمع شود بر لب زخمم ۶
بر آینه تیغ ستم پیشه قاتل
حیران شده چون دیده جوهر لب زخمم ۷
تا چاک دلم بخیه تسلیم گرفته است
نگذشته دگر حرف بهی بر لب زخمم ۸
واعظ دلم از درد بفریاد درآید
دندان خدنگی نگزد گر لب زخمم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۲ - ز غم گر سوختم، نزدیک یار مهوش خویشم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۴ - باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.