هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ افتادگی، شکست و تنهایی است. او خود را مرد میدانی میداند که با وجود شکستها، همچون زنجیر شیران است. شاعر از مردم گریزان است و حتی در میان گوشهگیران نیز احساس وحشت میکند. او از سیهبختی و پیری مینالد و خود را بیقدر در ظاهر میداند، اما اعتقاد دارد که خدا قدر او را میداند. شاعر سعادت را در راحت خلق جستجو میکند و از عمر گذران خود و پیران درس میگیرد. دفتر ایام او پر از گفتگو و وعظ است، اما همچون نی دبیران از غم گریان و نالان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، موضوعات غم و تنهایی و نگاه انتقادی به اجتماع ممکن است برای گروههای سنی پایینتر سنگین باشد.
شماره ۴۸۴ - باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانم
باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانم
سراپا از شکستم پر، ولی زنجیر شیرانم ۱
گریزان آنچنانم از میان مردم عالم
که وحشت میکنم تا درمیان گوشه گیرانم ۲
بهر کس خویش را بندم، نسازد هفته یی بامن
تو گویی از سیه بختی، خضاب موی پیرانم ۳
بشمعی خانه فانوس روشن شد، عجب نبود
کند گر یاد او از جمله روشن ضمیرانم ۴
بظاهر گر چه بیقدرم، خدا قدر مرا داند
که گر خاکم، ولی خاک قدمهای فقیرانم ۵
سعادت چیست، غیر از راحت خلق جهان جستن؟
شود جغدم اگر مهمان، بشو گو خانه ویرانم! ۶
بقای نوجوانی را از آن بر خویش ننویسم
که سرمشقی است در پیش نظر از عمر پیرانم ۷
پر است از گفتگویم دفتر ایام و من واعظ
ز غم گریان و نالان چون نی کلک دبیرانم ۸
سراپا از شکستم پر، ولی زنجیر شیرانم ۱
گریزان آنچنانم از میان مردم عالم
که وحشت میکنم تا درمیان گوشه گیرانم ۲
بهر کس خویش را بندم، نسازد هفته یی بامن
تو گویی از سیه بختی، خضاب موی پیرانم ۳
بشمعی خانه فانوس روشن شد، عجب نبود
کند گر یاد او از جمله روشن ضمیرانم ۴
بظاهر گر چه بیقدرم، خدا قدر مرا داند
که گر خاکم، ولی خاک قدمهای فقیرانم ۵
سعادت چیست، غیر از راحت خلق جهان جستن؟
شود جغدم اگر مهمان، بشو گو خانه ویرانم! ۶
بقای نوجوانی را از آن بر خویش ننویسم
که سرمشقی است در پیش نظر از عمر پیرانم ۷
پر است از گفتگویم دفتر ایام و من واعظ
ز غم گریان و نالان چون نی کلک دبیرانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.