خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از پاکی و معصومیت اولیه خود سخن میگوید و سپس به آلودگی و غفلت در دنیا اشاره میکند. او از وابستگی به دنیای مادی و هوای نفس انتقاد میکند و با تصاویری مانند گورستان و گلشن، گذرا بودن زندگی را یادآوری مینماید. در نهایت، شاعر از رنجهای دنیوی خسته شده و به سوی آرامش خاک میرود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، اشاره به مرگ و رنجهای زندگی ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.
شماره ۴۸۶ - ز آن جهان پاک آمدم، آلوده دامن میروم
ز آن جهان پاک آمدم، آلوده دامن میروم
سوی این غفلت سرا، جان آمدم، تن میروم ۱
گلعذاران بسکه در خاک سیاه آسوده اند
چون بگورستان روم، گویی بگلشن میروم ۲
بهر دنیا میکنم خود را اسیر طبع دون
از هوای دختری در چه چو بیژن میروم ۳
گو مسازم پایمال، ای خصم بی پروا، که من
همچو خار از لاغری در پای دشمن میروم ۴
از برای زال دنیا، همچو کوران هر قدم
با وجود دیده، در چاهی چو سوزن میروم ۵
از غم دنیا کشیدم این قدر، واعظ بس است!
سوی خاک اکنون برای واکشیدن میروم ۶
سوی این غفلت سرا، جان آمدم، تن میروم ۱
گلعذاران بسکه در خاک سیاه آسوده اند
چون بگورستان روم، گویی بگلشن میروم ۲
بهر دنیا میکنم خود را اسیر طبع دون
از هوای دختری در چه چو بیژن میروم ۳
گو مسازم پایمال، ای خصم بی پروا، که من
همچو خار از لاغری در پای دشمن میروم ۴
از برای زال دنیا، همچو کوران هر قدم
با وجود دیده، در چاهی چو سوزن میروم ۵
از غم دنیا کشیدم این قدر، واعظ بس است!
سوی خاک اکنون برای واکشیدن میروم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - در وطن سخت غریبم، سفری میخواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.