هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شوق فراوان به معشوق سخن می‌گوید. او از ضعف و ناتوانی خود می‌نالد و آرزو می‌کند که بتواند به سوی معشوق پرواز کند و سپس بازگردد. شاعر همچنین از رنج‌های عشق و احساس بی‌پناهی خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که لطف کند و اجازه دهد او بار دیگر به سویش بازگردد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان با سن پایین دشوار باشد.

شماره ۴۸۹ - چهره بگشای، که از شوق بپرواز آیم

چهره بگشای، که از شوق بپرواز آیم
تا بود جان بتن از خود روم و، باز آیم ۱

پر ز افغانم و خاموش چو ابریشم ساز
ناخن دادرسی کو که به آواز آیم؟! ۲

تنم از ضعف چنان شد، که بسر منزل خویش
نبرم راه ز بیهوشی اگر باز آیم ۳

شبنم آسا همه تن دیده گریان گردم
چون بگلگشت سراپای تو طناز آیم ۴

لطف کردی قدمی رنجه نمودی باری
آن قدر باش که از خود روم و باز آیم ۵

کردم آلوده بصد عیب چو واعظ خود را
تا بیاد تو ز بدگویی غماز آیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - برآ ز خانه، که از خان و مان خویش برآیم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - ما ز هر عشرت دنیا بسخن ساخته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.