هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات انسانی، رنجهای زندگی، و عشق به دوست میپردازد. شاعر از فراز و نشیبهای زندگی سخن میگوید و خود را در میانهی این گرداب میبیند. او از غمهای جهان فارغ شده و دل را پر از یاد دوست کرده است. همچنین، به نقش انسان در کمک به ضعیفان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنجهای زندگی و مفاهیم انتزاعی نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۳ - برکنده از حیات، باندک بهانه ایم
برکنده از حیات، باندک بهانه ایم
دندان کرم خورده کام زمانه ایم ۱
گردیده پرده هنر ما، وجود ما
ز آن قدر ما نهفته، که خود در میانه ایم ۲
امروز در بساط جهان، نیست خوشدلی
ما مست بزم دوش، و شراب شبانه ایم ۳
فارغ ز هر غمم، دل پر یاد دوست کرد
ما پادشاه عالم خود زین خزانه ایم ۴
از ما غرض دلست و، غرض از دلست دوست
دل چشم و، دوست مردم و، ما چشم خانه ایم ۵
فارغ کسی چو خوشه ز برگ معاش نیست
تا زنده ایم، در طلب آب و دانه ایم ۶
داریم جای بر سر زلف پریوشان
تا در گشاد کار ضعیفان چو شانه ایم ۷
دندان کرم خورده کام زمانه ایم ۱
گردیده پرده هنر ما، وجود ما
ز آن قدر ما نهفته، که خود در میانه ایم ۲
امروز در بساط جهان، نیست خوشدلی
ما مست بزم دوش، و شراب شبانه ایم ۳
فارغ ز هر غمم، دل پر یاد دوست کرد
ما پادشاه عالم خود زین خزانه ایم ۴
از ما غرض دلست و، غرض از دلست دوست
دل چشم و، دوست مردم و، ما چشم خانه ایم ۵
فارغ کسی چو خوشه ز برگ معاش نیست
تا زنده ایم، در طلب آب و دانه ایم ۶
داریم جای بر سر زلف پریوشان
تا در گشاد کار ضعیفان چو شانه ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - ما بلبلان خار علایق گزیده ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.