هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ضعف پیری و گذر عمر میگوید که چگونه او را از پای درآورده است. او از بیحاصلی عمر و نعمتهای دنیوی که به او عرضه شده، ابراز نارضایتی میکند و گوشهگیری را انتخاب کرده است.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و تأملات درباره مرگ و پیری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. این شعر نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات آن دارد.
شماره ۴۹۴ - ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم
ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم
دل بمرگ خود نهادیم و، ز جان برداشتیم ۱
ضعف پیری ها بسی ما را ز پا افگنده بود
قد دو تا کردیم، خود را از میان برداشتیم ۲
صرف شد عمر گرامی جمله در بی حاصلی
ما چه حاصلها کزین آب روان برداشتیم! ۳
ضامن روزی زمین و آسمان و، ما ز خلق
منت نان از زمین و آسمان برداشتیم ۴
نعمت الوان دنیا را به ما کردند عرض
گوشه گیری را همین ما از میان برداشتیم ۵
دل بمرگ خود نهادیم و، ز جان برداشتیم ۱
ضعف پیری ها بسی ما را ز پا افگنده بود
قد دو تا کردیم، خود را از میان برداشتیم ۲
صرف شد عمر گرامی جمله در بی حاصلی
ما چه حاصلها کزین آب روان برداشتیم! ۳
ضامن روزی زمین و آسمان و، ما ز خلق
منت نان از زمین و آسمان برداشتیم ۴
نعمت الوان دنیا را به ما کردند عرض
گوشه گیری را همین ما از میان برداشتیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۳ - برکنده از حیات، باندک بهانه ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۵ - بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.