هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و وصال سخن میگوید. او از نمک به عنوان نماد وفاداری و دوستی یاد میکند و از گریه و اشک به عنوان نشانهای از عشق و فراق نام میبرد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند گمنامی و دوری از شهرت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۹ - بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
با لب لعل تو، یکدم نمکی تازه کنیم ۱
نسخه صحبت ما زود ز هم میپاشد
مگرش از سخن زلف تو شیرازه کنیم ۲
خواهد از گریه شادی شب وصل تو نثار
بعد ازین گریه ز هجر تو باندازه کنیم ۳
نیست برنده تر از حق نمک، شمشیری
ما بخصمی که کشد تیغ، نمک تازه کنیم ۴
واعظ از برگ جهان مقصد ما گمنامی است
پوست پوشی نه چو طبل از پی آوازه کنیم! ۵
با لب لعل تو، یکدم نمکی تازه کنیم ۱
نسخه صحبت ما زود ز هم میپاشد
مگرش از سخن زلف تو شیرازه کنیم ۲
خواهد از گریه شادی شب وصل تو نثار
بعد ازین گریه ز هجر تو باندازه کنیم ۳
نیست برنده تر از حق نمک، شمشیری
ما بخصمی که کشد تیغ، نمک تازه کنیم ۴
واعظ از برگ جهان مقصد ما گمنامی است
پوست پوشی نه چو طبل از پی آوازه کنیم! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۸ - برده است از بسکه فکر آن نگار جانیم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۰ - چون کند پیری ستم، یاد جوانی میکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.