هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت جوانی و گذر عمر سخن میگوید. شاعر به یاد روزهای گذشته میافتد و از ناملایمات پیری مینالد. او به بازپرداخت دِین عاطفی به دوستان اشاره میکند و از تلاش برای لذت بردن از باقیمانده زندگی میگوید. همچنین، به ناامیدی از آرزوها و تلاش برای یافتن معنای زندگی در پیری اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعات مرتبط با پیری و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۰۰ - چون کند پیری ستم، یاد جوانی میکنیم
چون کند پیری ستم، یاد جوانی میکنیم
ما بعمر رفته اکنون زندگانی میکنیم ۱
وقت رفت گشته، باید وام دلها باز داد
زین سبب با دوستان نامهربانی میکنیم ۲
مانده ته مینایی از درد و شراب زندگی
یک دو روزی نیز با آن کامرانی میکنیم ۳
میکند اکنون ز ما گل آرزوها رنگ رنگ
ما بهار خویشتن را در خزانی میکنیم ۴
گشته تن خالی ز مغز و، در تلاش دولتیم
آشنایی با هما در استخوانی میکنیم ۵
پنبه سان شاید که در گیرد دل نرمی ز ما
با دل سختی چو سنگ آتش فشانی میکنیم ۶
بیشتر وا میکنیم از بهر این غداره جا
ما که پهلو خالی از دنیای فانی میکنیم ۷
پهلوانی نیست واعظ کوه را برداشتن
دل چو برداریم از خود، پهلوانی میکنیم ۸
ما بعمر رفته اکنون زندگانی میکنیم ۱
وقت رفت گشته، باید وام دلها باز داد
زین سبب با دوستان نامهربانی میکنیم ۲
مانده ته مینایی از درد و شراب زندگی
یک دو روزی نیز با آن کامرانی میکنیم ۳
میکند اکنون ز ما گل آرزوها رنگ رنگ
ما بهار خویشتن را در خزانی میکنیم ۴
گشته تن خالی ز مغز و، در تلاش دولتیم
آشنایی با هما در استخوانی میکنیم ۵
پنبه سان شاید که در گیرد دل نرمی ز ما
با دل سختی چو سنگ آتش فشانی میکنیم ۶
بیشتر وا میکنیم از بهر این غداره جا
ما که پهلو خالی از دنیای فانی میکنیم ۷
پهلوانی نیست واعظ کوه را برداشتن
دل چو برداریم از خود، پهلوانی میکنیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - چنان زشتم، که ترسم چشم رحمت ننگرد سویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.