هوش مصنوعی: این متن به ظلم و ستم حاکمان و نابرابری‌های اجتماعی می‌پردازد. شاعر از دنیایی پر از فساد و بی‌عدالتی سخن می‌گوید که در آن پاک‌دلان جایی ندارند و ستمگران بر جهان حکومت می‌کنند. همچنین، به بی‌تأثیری نصیحت در جامعه‌ای که گوش شنوایی وجود ندارد اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین انتقادی و فلسفی است که درک آن نیاز به تجربه و شناخت کافی از مسائل اجتماعی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و نمادین ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۵۰۲ - خود هم ز ظلم خانه خرابند ظالمان

خود هم ز ظلم خانه خرابند ظالمان
دیوار و در ندارد، از آن خانه کمان ۱

مالی گرفته اند و، عوض عمر داده اند
دنیا گران برآمده بهر ستمگران ۲

دنیا بود چو مزبله یی پر ز بوی گند
ز آن روی نیست پاک دلان را، دماغ آن ۳

خواهی اگر ز پای نیفتی، خموش باش
بر نخل عمر، اره بود شمع را زبان ۴

پا بسته جهانی و، دلخوش که سالکی
پا در گلی چو سرو و، کنی نام خود روان؟! ۵

دست ستم به گوشه نشینان نمیرسد
تا حلقه بود زور ندید از کسی کمان ۶

یک حرف نشنویم که باشد شنیدنی
محفل پر از زبان و، سخن نیست در میان ۷

خود ناگرفته پند، مده پند دیگری
پیکان به تیر جا کند، آنگاه بر نشان ۸

واعظ چو گوش حق شنوی نیست، خود چو گل
هم گوش گشته ایم درین بزم و، هم زبان! ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۰۱ - چنان زشتم، که ترسم چشم رحمت ننگرد سویم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۳ - درست نیست گشودن به خنده لب چندان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.