هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناتوانی و پیری خود می‌نالد و از دست دادن فرصت‌های جوانی را ابراز می‌کند. او از ظلم و ستم دیگران شکایت دارد و احساس ناتوانی در بیان دردهای خود را نشان می‌دهد. همچنین، به بی‌فایده بودن تلاش در شرایط سخت اشاره می‌کند و از ارزش خود در دنیایی که جز زیان چیزی ندارد، سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و ظلم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۵۱۶ - باین سامان چه ساز عیش دیگر میتوان کردن؟

باین سامان چه ساز عیش دیگر میتوان کردن؟
که باید دستگردان خنده را از زعفران کردن! ۱

ز ما با این عصا و پشت خم، دیگر چه کار آید؟
به این تیر و کمان، صید چه مطلب میتوان کردن؟! ۲

جوانی چشم نگشوده است، کآمد موسم پیری
درین گلزار گل ناکرده میباید خزان کردن ۳

بلندی دارد از بس رتبه افتادگی پیشم
نشاید خاکساران را تلاش آستان کردن ۴

اگر خواهی نبیند بد، تلاش بیوجودی کن
که در بیمایگی، هرگز نمیباشد زیان کردن ۵

جواب انتقامت باید آخر داد، ای ظالم
وگرنه با ضعیفان هر چه خواهی، میتوان کردن ۶

ز احوال من زار حزین، یک شمه این باشد
که: از احوال خود یک شمه نتوانم بیان کردن ۷

ز کم گشتن فزون کن، در دو عالم قیمت خود را
درین بازار نبود مایه یی غیر از زیان کردن ۸

نباشد جای ما لب بستگان واعظ در آن محفل
که باید عرض حال خویشتن را با زبان کردن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۱۵ - زیاده فیض توان از شکستگان بردن
گوهر بعدی:شماره ۵۱۷ - بسکه بد باشد ز شوخی خنده بر یاران زدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.