هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق و خداوند میپردازد. او از کمتوانی خود در شکرگزاری سخن میگوید، اما یاد معشوق را همواره در دل دارد. شاعر معشوق را پناهگاه و امید خود میداند و از او میخواهد که آرزوهایش را برآورده کند. همچنین، او از لطف خداوند برای نجات خود درخواست کمک میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژگان و عبارات ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند که برای مخاطبان با سن بالاتر مناسبتر است.
شماره ۵۴۴ - از آنم کم، که گویم شکر احسان زیاد تو
از آنم کم، که گویم شکر احسان زیاد تو
همینم بس که گاهی میکشم آهی بیاد تو ۱
تویی شاه من و، امید گاه من، پناه من
منم مست تو، هشیار تو، غمگین تو، شاد تو ۲
جوانبختان عشقت، فارغند از محنت پیری
بود در کیسه هر عمری، که گردد صرف یاد تو ۳
ز هرکس کام دل جستم، ندیدم غیر ناکامی
تو کام ما بده یارب، که باشد داد داد تو ۴
بخود دلبستگی، قفل در فیض است بر رویم
کلید آن قفل محکم را،نباشد جز گشاد تو ۵
خداوندا، بلطف خویشتن دریاب واعظ را
که هست او بنده بیدست و پای نامراد تو ۶
همینم بس که گاهی میکشم آهی بیاد تو ۱
تویی شاه من و، امید گاه من، پناه من
منم مست تو، هشیار تو، غمگین تو، شاد تو ۲
جوانبختان عشقت، فارغند از محنت پیری
بود در کیسه هر عمری، که گردد صرف یاد تو ۳
ز هرکس کام دل جستم، ندیدم غیر ناکامی
تو کام ما بده یارب، که باشد داد داد تو ۴
بخود دلبستگی، قفل در فیض است بر رویم
کلید آن قفل محکم را،نباشد جز گشاد تو ۵
خداوندا، بلطف خویشتن دریاب واعظ را
که هست او بنده بیدست و پای نامراد تو ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۳ - میتراود التفات از جبهه پر چین او
گوهر بعدی:شماره ۵۴۵ - میکند گرمی بما هر بیوفائی غیر تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.