هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند زلف سیاه، نگاه خدنگگونه و چهرهٔ نازک او سخن میگوید و تأثیر عمیق این زیباییها را بر قلب خود و حتی محیط اطراف (مانند کوچه) توصیف میکند. همچنین، شعر به ناتوانی شاعر در کنترل احساساتش و تأثیرپذیری از معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۵۴۷ - غم میرمد، ز پیچش زلف سیاه تو
غم میرمد، ز پیچش زلف سیاه تو
دل کوچه میدهد، بخدنگ نگاه تو ۱
از بسکه نازک است ترا چهره، میکند
خط نرسته پردگی روی ماه تو ۲
مژگان دلکش تو عبث خم نگشته است
دزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو ۳
نتوان نهاد پای طلب از ادب بخاک
سر داده اند بسکه عزیزان براه تو ۴
امشب گشایشی نبود چشم صبح را
واعظ گرفته اوج مگر دود آه تو؟! ۵
دل کوچه میدهد، بخدنگ نگاه تو ۱
از بسکه نازک است ترا چهره، میکند
خط نرسته پردگی روی ماه تو ۲
مژگان دلکش تو عبث خم نگشته است
دزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو ۳
نتوان نهاد پای طلب از ادب بخاک
سر داده اند بسکه عزیزان براه تو ۴
امشب گشایشی نبود چشم صبح را
واعظ گرفته اوج مگر دود آه تو؟! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۶ - گردد چو بگفتار زبان در دهن تو
گوهر بعدی:شماره ۵۴۸ - نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.