خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند زلف سیاه، نگاه خدنگگونه و چهرهٔ نازک او سخن میگوید و تأثیر عمیق این زیباییها را بر قلب خود و حتی محیط اطراف (مانند کوچه) توصیف میکند. همچنین، شعر به ناتوانی شاعر در کنترل احساساتش و تأثیرپذیری از معشوق اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۵۴۷ - غم میرمد، ز پیچش زلف سیاه تو
غم میرمد، ز پیچش زلف سیاه تو
دل کوچه میدهد، بخدنگ نگاه تو ۱
از بسکه نازک است ترا چهره، میکند
خط نرسته پردگی روی ماه تو ۲
مژگان دلکش تو عبث خم نگشته است
دزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو ۳
نتوان نهاد پای طلب از ادب بخاک
سر داده اند بسکه عزیزان براه تو ۴
امشب گشایشی نبود چشم صبح را
واعظ گرفته اوج مگر دود آه تو؟! ۵
دل کوچه میدهد، بخدنگ نگاه تو ۱
از بسکه نازک است ترا چهره، میکند
خط نرسته پردگی روی ماه تو ۲
مژگان دلکش تو عبث خم نگشته است
دزدیده است سر ز خدنگ نگاه تو ۳
نتوان نهاد پای طلب از ادب بخاک
سر داده اند بسکه عزیزان براه تو ۴
امشب گشایشی نبود چشم صبح را
واعظ گرفته اوج مگر دود آه تو؟! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۶ - گردد چو بگفتار زبان در دهن تو
گوهر بعدی:شماره ۵۴۸ - نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.