هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و توصیفی، به زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. شاعر با مقایسههای ظریف بین خود و عناصر طبیعت مانند بلبل، گل، شبنم، و لاله، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر آن را بر محیط اطراف توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و زیبایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا کمجذاب باشد.
شماره ۵۴۸ - نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
بر رخ گل، عرق شبنم از آنست که تو ۱
آتشین چهره گذشتی ز چمن صبحدمی،
چمن از دیده نرگس نگرانست که تو ۲
بنگاهی مگر از خاک رهش برگیری،
لیکن این لطف از آن بر تو گرانست که تو ۳
نتوانی نظری چشم ز خود برداری
گلشن حسن تو سیراب از آنست که تو ۴
هر نفس مینگری بر خود و، میبالی از آن
داغها در جگر لاله، ستانست که تو ۵
بسکه مشغول خودی، سیر گلستان نکنی،
نیم سوز است اگر لاله، از آنست که تو ۶
نکنی سوی چمن یک نگه از ناز تمام،
باز گلها همه را چشم بر آنست که تو ۷
باغ را آب لطافت دهی از جلوه ناز،
با زمین گیری، از آن سرو روانست که تو ۸
برده یی صبر و قرار از همه خوبان چمن،
دود برخاسته از سبزه، گمانست که تو ۹
آتشی در چمن انداخته یی، کاین گل روست؛
لیکن آتش نتوان گفت چنانست که تو! ۱۰
بر رخ گل، عرق شبنم از آنست که تو ۱
آتشین چهره گذشتی ز چمن صبحدمی،
چمن از دیده نرگس نگرانست که تو ۲
بنگاهی مگر از خاک رهش برگیری،
لیکن این لطف از آن بر تو گرانست که تو ۳
نتوانی نظری چشم ز خود برداری
گلشن حسن تو سیراب از آنست که تو ۴
هر نفس مینگری بر خود و، میبالی از آن
داغها در جگر لاله، ستانست که تو ۵
بسکه مشغول خودی، سیر گلستان نکنی،
نیم سوز است اگر لاله، از آنست که تو ۶
نکنی سوی چمن یک نگه از ناز تمام،
باز گلها همه را چشم بر آنست که تو ۷
باغ را آب لطافت دهی از جلوه ناز،
با زمین گیری، از آن سرو روانست که تو ۸
برده یی صبر و قرار از همه خوبان چمن،
دود برخاسته از سبزه، گمانست که تو ۹
آتشی در چمن انداخته یی، کاین گل روست؛
لیکن آتش نتوان گفت چنانست که تو! ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۷ - غم میرمد، ز پیچش زلف سیاه تو
گوهر بعدی:شماره ۵۴۹ - موی چون گردید جو گندم، دگر هشیار شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.