خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیباییهای گذرا و ناپایدار زندگی اشاره میکند و از شنیدن صداهای طبیعت و پیامهای آن سخن میگوید. شاعر از زوال عمر، بیثباتی دنیا، و اهمیت توجه به لحظهها میگوید و همچنین به مفاهیمی مانند قناعت، عطا، و نصیحت پرداخته است.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند زوال عمر و بیثباتی دنیا ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۵۵۰ - گذر گاهی بود گلزار گیتی، از صبا بشنو
گذر گاهی بود گلزار گیتی، از صبا بشنو
از آن رنگی نباشد هیچکس را، از هوا بشنو ۱
صدای زر شمردن، کرده کر گوش ترا منعم
چنین گر نیست، بسم الله! فریاد گدا بشنو! ۲
نمی آساید از رفتن دمی این عمر مستعجل
نفس رفتار عمرت را بود آواز پا، بشنو ۳
زوال عمر شد، بر خاک میباید نهادن رو
زهر گلدسته خاکی تو این بانگ رسا بشنو ۴
«بیا روزی بخور!» باشد، خط هر سبزه یی؛ بنگر!
«غم روزی مخور!»گوید، صدای آسیا بشنو! ۵
عطا در پرده پوشیدگی، هرگز نمیگنجد
بود شهرت صدای ریزش دست عطا بشنو ۶
غزلهای خوش واعظ، نصیحت نامه ها باشد
گران بر خاطرت گر نیست، جان من بیا بشنو ۷
از آن رنگی نباشد هیچکس را، از هوا بشنو ۱
صدای زر شمردن، کرده کر گوش ترا منعم
چنین گر نیست، بسم الله! فریاد گدا بشنو! ۲
نمی آساید از رفتن دمی این عمر مستعجل
نفس رفتار عمرت را بود آواز پا، بشنو ۳
زوال عمر شد، بر خاک میباید نهادن رو
زهر گلدسته خاکی تو این بانگ رسا بشنو ۴
«بیا روزی بخور!» باشد، خط هر سبزه یی؛ بنگر!
«غم روزی مخور!»گوید، صدای آسیا بشنو! ۵
عطا در پرده پوشیدگی، هرگز نمیگنجد
بود شهرت صدای ریزش دست عطا بشنو ۶
غزلهای خوش واعظ، نصیحت نامه ها باشد
گران بر خاطرت گر نیست، جان من بیا بشنو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۹ - موی چون گردید جو گندم، دگر هشیار شو
گوهر بعدی:شماره ۵۵۱ - چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.