هوش مصنوعی: این شعر از بهار و صبحگاه به عنوان نماد بیداری و فرصت‌های جدید زندگی یاد می‌کند و مخاطب را به بیداری، تلاش و استفاده از فرصت‌ها دعوت می‌نماید. همچنین، از خواب غفلت انتقاد کرده و اهمیت فیض سحر و بندگی را یادآور می‌شود.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عرفانی و انگیزشی این شعر برای درک و ارتباط بهتر، نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی است که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

شماره ۵۵۱ - چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه

چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه
قد علم کن سبزه سان در جویبار صبحگاه ۱

نیست جای خواب دیگر، چشم من، چون وا شود
نرگس چشم خمار سرمه دار صبحگاه ۲

روزگار از ظلمت شب، رخ در آن شوید، توهم
چهره از عصیان بشو، در چشمه سار صبحگاه ۳

دشت فرصت هر طرف پر از غزال طاعت است
مگذران از خویشتن، وقت شکار صبحگاه ۴

برده یی بویی گر از کیفیت فیض سحر
خوشتر است از مستی شبها، خمار صبحگاه ۵

دامن فرصت بکف، دست توانایی دراز
گل نمی چینی چرا، از شاخسار صبحگاه؟! ۶

موج زن باشد، گرت در دل شکار مطلبی؛
پشت کن قلاب، در دریا کنار صبحگاه ۷

پیش سالک کو نداند خواب و خور در بندگی
اول شب نیز باشد در شمار صبحگاه ۸

چند واعظ مرده خواب گران غفلتی
زنده شو هان در هوای فیض بار صبحگاه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۰ - گذر گاهی بود گلزار گیتی، از صبا بشنو
گوهر بعدی:شماره ۵۵۲ - غیر محرومی رویت نبود کار نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.