هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از درد دوری معشوق و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از حسادت دیگران به احوال خود میگوید و بیان میکند که هر کس او را میبیند، گمان میکند معشوق را دیده است. او از سوز نادیدن معشوق و تأثیر نگاهش بر خود مینالد و از ویرانی دلش به دلیل غمهای عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتر نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۵۸ - کشد رشکم، اگر دانم کس احوال مرا دیده
کشد رشکم، اگر دانم کس احوال مرا دیده
که هرکس بیندم احوال، پندارم ترا دیده ۱
گر از نادیدنش سوزد، جزای این ستم باشد
که افگند از گل آن چهره در آتش مرا دیده ۲
چرا چون دل نباشد خون چکان پیوست چشم من
زهر تار نگاه خویش میدانی چها دیده ۳
گل نظاره یی نتواند از باغ رخش چیدن
ز بس گم کرده در بزم وصالش دست و پا دیده ۴
نباشد فیض مژگانی که چشم از غیر خواباند
کم از فیضی که شاهنشاه از بال هما دیده ۵
ز بس گردیده پر، ویرانه دل از غبار غم
کند خونابه دل را خیال توتیا دیده ۶
ز هر نقش قدم واعظ بره چاهی است، چون نرگس
مده از کف عصا و، بر مدار از پیش پا دیده ۷
که هرکس بیندم احوال، پندارم ترا دیده ۱
گر از نادیدنش سوزد، جزای این ستم باشد
که افگند از گل آن چهره در آتش مرا دیده ۲
چرا چون دل نباشد خون چکان پیوست چشم من
زهر تار نگاه خویش میدانی چها دیده ۳
گل نظاره یی نتواند از باغ رخش چیدن
ز بس گم کرده در بزم وصالش دست و پا دیده ۴
نباشد فیض مژگانی که چشم از غیر خواباند
کم از فیضی که شاهنشاه از بال هما دیده ۵
ز بس گردیده پر، ویرانه دل از غبار غم
کند خونابه دل را خیال توتیا دیده ۶
ز هر نقش قدم واعظ بره چاهی است، چون نرگس
مده از کف عصا و، بر مدار از پیش پا دیده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۷ - یارب دل قانع، بدل سیم زرم ده
گوهر بعدی:شماره ۵۵۹ - ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.