هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و تنهایی سخن میگوید. شاعر احساس میکند که جهان بر او تنگ شده و یاد معشوق مانند آتشی در دلش شعله ور است. او از نگاه خودبین دیگران رنج میبرد و عشق را مانند زخمی عمیق توصیف میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که برای عاشقان، حتی مرگ نیز آرامشبخش است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'نیش زنبور' و 'لب گور' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۵۷۷ - دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!
در او یاد جمالت، آتش طور است پنداری! ۱
نظر بر خرمن جمعیت ما همدمان دارد
جهان تنگ بر ما دیده مور است پنداری ۲
شود پر باد چون از عجب، سوی خویشت بیند
نگاه چشم خودبین، نیش زنبور است پنداری! ۳
خموشست و، ازو در هر رگ جانیست فریادی
زبان عاشقان مضراب طنبور است پنداری ۴
بچشم زنده دل، مرگست واعظ خواب آسایش
به پیش عاشقان، بستر لب گور است پنداری ۵
در او یاد جمالت، آتش طور است پنداری! ۱
نظر بر خرمن جمعیت ما همدمان دارد
جهان تنگ بر ما دیده مور است پنداری ۲
شود پر باد چون از عجب، سوی خویشت بیند
نگاه چشم خودبین، نیش زنبور است پنداری! ۳
خموشست و، ازو در هر رگ جانیست فریادی
زبان عاشقان مضراب طنبور است پنداری ۴
بچشم زنده دل، مرگست واعظ خواب آسایش
به پیش عاشقان، بستر لب گور است پنداری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۶ - نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داری
گوهر بعدی:شماره ۵۷۸ - گوشه یی میخواهم و، چشم بخوان دل تری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.