خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله بیداری و هوشیاری، گذر زمان، بیفایده بودن آرزوهای دنیوی، اهمیت نام نیک و عشق حقیقی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از خواب غفلت بیدار شود و به زندگی واقعی توجه کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا کمجذاب باشد.
شماره ۵۸۰ - دگر مخواب، چو دندان فتادت ای سفری
دگر مخواب، چو دندان فتادت ای سفری
ببند بار که سر زد ستاره سحری ۱
دگر شکار غزال هوس نه دسترس است
ترا که ناوک نور نگاه شد سپری ۲
بجستن کمر زر، کمر چه می بندی؟
کنون که کرده ترا بار زندگی کمری! ۳
مدار امید ز فرزند، کز برای کسی
بغیر نام نکو، کس نمی کند پسری ۴
مرا از لوث هوس ها، همیشه داشته پاک
بود بگردن من، عشق را حق پدری ۵
برعشه ز آن حرکت پیریت دهد واعظ
که دیده یی بگشایی ز خواب بیخبری ۶
ببند بار که سر زد ستاره سحری ۱
دگر شکار غزال هوس نه دسترس است
ترا که ناوک نور نگاه شد سپری ۲
بجستن کمر زر، کمر چه می بندی؟
کنون که کرده ترا بار زندگی کمری! ۳
مدار امید ز فرزند، کز برای کسی
بغیر نام نکو، کس نمی کند پسری ۴
مرا از لوث هوس ها، همیشه داشته پاک
بود بگردن من، عشق را حق پدری ۵
برعشه ز آن حرکت پیریت دهد واعظ
که دیده یی بگشایی ز خواب بیخبری ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۹ - میبرد هر دم دلم را، غمزه غارتگری
گوهر بعدی:شماره ۵۸۱ - خسروی خواهی، بنه از سر کلاه سروری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.