هوش مصنوعی:
این متن به انتقاد از ریا و خودفروشی در جامعه میپردازد و بر ارزش سادگی و افتادگی تأکید دارد. شاعر با استفاده از استعارههای مختلف مانند سجاده، کعبه و سرو، نشان میدهد که تواضع و فروتنی حقیقی برتر از ادعاهای دروغین است. همچنین، متن به دردهای ناشی از کثرت و بیهدفی اشاره میکند و اهمیت دلنشینی و حرمت را در زندگی یادآور میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۹۷ - با همه نیرنگ، تاکی گفت و گوی سادگی؟!
با همه نیرنگ، تاکی گفت و گوی سادگی؟!
خودفروشی چند، با این دعوی آزادگی؟! ۱
خاکساران را، در آن درگاه قرب دیگراست
سجده گاه خلق شد، سجاده از افتادگی ۲
بی نشانان بیشتر درد سر از کثرت کشند
کعبه را برگرد سرگردند، از بی جادگی ۳
لاف رعنائی زند، گر سرو پیش قامتش
دارد آن سرو روان در خدمتش استادگی ۴
با زبان سبزه گوید دانه در خاک این سخن:
نیست غیر از سرفرازی، حاصل افتادگی! ۵
نشأه دردی طلب واعظ، که گردی دلنشین
نیست حرمت شیشه را در محفل از بی بادگی ۶
خودفروشی چند، با این دعوی آزادگی؟! ۱
خاکساران را، در آن درگاه قرب دیگراست
سجده گاه خلق شد، سجاده از افتادگی ۲
بی نشانان بیشتر درد سر از کثرت کشند
کعبه را برگرد سرگردند، از بی جادگی ۳
لاف رعنائی زند، گر سرو پیش قامتش
دارد آن سرو روان در خدمتش استادگی ۴
با زبان سبزه گوید دانه در خاک این سخن:
نیست غیر از سرفرازی، حاصل افتادگی! ۵
نشأه دردی طلب واعظ، که گردی دلنشین
نیست حرمت شیشه را در محفل از بی بادگی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۶ - از برای مال، گشتن کوه صحرا تا بکی؟!
گوهر بعدی:شماره ۵۹۸ - در میان دوستان، با این کمال بندگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.