هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند تنهایی، گمنامی، ناپایداری دنیا، ریاکاری مردم، و ارزش خلوت و بندگی می‌پردازد. شاعر از بی‌وفایی دنیا و مردم شکایت دارد و تنهایی و بندگی را راه نجات می‌داند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در متن برای درک و تجزیه‌وتحلیل، به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد که معمولاً در سنین پایین‌تر کمتر یافت می‌شود.

شماره ۵۹۸ - در میان دوستان، با این کمال بندگی

در میان دوستان، با این کمال بندگی
غیر تنهایی نداریم از کسی شرمندگی ۱

دانه سان در خاک گمنامی اگر پوسیده ام
برنمیدارد کس از خاکم، بجز افگندگی ۲

واشود شاید دلی چون دانه ما را زیر خاک
نیست زیر تیغ برق ای سبزه جای زندگی ۳

پیشه یی چون حیله سازی نیست در عالم روا
پنج دانگ خلق، ششدانگ اند در بازندگی ۴

صحبت این گرم رویان خنک دل دوز خست
جنت ار خواهی، بجو خلوت بشرط بندگی ۵

چون دل خود، این خسیسان مرده یک درهمند
چون بود این دخمه پر مرده جای زندگی؟! ۶

تر نمیسازند جز با جیفه دنیا دماغ
چون کس اینجا خوش تواند بود، با این گندگی؟! ۷

بر سر دنیای پوچست آشناییهای خلق
ز آن نباشد این بنا را، آن قدر پایندگی ۸

قدر دارند این جدایی افگنان از بس کنون
در میانها جای دارد تیغ از برندگی ۹

پیش دونان چند ریزی آبرو بهر دونان؟!
هر نفس تا چند مردن، بهر این یک زندگی؟! ۱۰

لذت ریزش، برد زنگ از دل اهل کرم
میشود هر جامه زیبا، چون بود زیبندگی ۱۱

زهد خشکم، خاک بر سر کرده، دارم چشم آن
کآورد آبی بروی کار من، شرمندگی ۱۲

قدر تنهایی بدان واعظ، که آخر قطره را
خلوت کام صدف شد، مایه ارزندگی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹۷ - با همه نیرنگ، تاکی گفت و گوی سادگی؟!
گوهر بعدی:شماره ۵۹۹ - نیست چون بر غیر جان کندن، بنای زندگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.