هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر درد دوری از معشوق حقیقی و اسارت در دنیای مادی است. شاعر با استعارههای زیبا مانند «جانی، جان» و «گنجی، گنج» به جستجوی معنای حقی زندگی میپردازد و از تعلقات دنیوی که مانع رسیدن به حیات جاودان میشوند، شکوه میکند. او مخاطب را به گذر از ظاهر و پیوستن به معنا دعوت میکند و با اشاره به بلبل و گل، بر اهمیت عشق حقیقی تأکید میورزد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این شعر، درک آن را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد. همچنین، درک مضامینی مانند «حیات جاودان»، «معنی و صورت» و «شام غربت» نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۶۱۱ - تو جانی، جان! چرا چندین گرفتار بدن مانی؟!
تو جانی، جان! چرا چندین گرفتار بدن مانی؟!
تو گنجی، گنج! تا کی در ته دیوار تن مانی؟! ۱
ز بار هستی خود، چند نتوانی که برخیزی؟!
چو دامن تا بکی در زیر پا خویشتن مانی؟! ۲
حیات جاودان خواهی، ز صورت پی بمعنی بر
که باقی در جهان از فیض معنی چون سخن مانی ۳
از آن چون بلبل شوریده در کویت نمینالم
که از غیرت نمیخواهم بگلهای چمن مانی ۴
چرا دلگیر داری ز انتظارت شام غربت را
چو واعظ تا بکی محبوس زندان وطن مانی؟! ۵
تو گنجی، گنج! تا کی در ته دیوار تن مانی؟! ۱
ز بار هستی خود، چند نتوانی که برخیزی؟!
چو دامن تا بکی در زیر پا خویشتن مانی؟! ۲
حیات جاودان خواهی، ز صورت پی بمعنی بر
که باقی در جهان از فیض معنی چون سخن مانی ۳
از آن چون بلبل شوریده در کویت نمینالم
که از غیرت نمیخواهم بگلهای چمن مانی ۴
چرا دلگیر داری ز انتظارت شام غربت را
چو واعظ تا بکی محبوس زندان وطن مانی؟! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۰ - تو کز طول امل در بند جمع مال و سامانی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۲ - بر من کند از بس غم عشق تو گرانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.