هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند پیری، انتقاد از جامعه، و خودآزاری میپردازد. شاعر از گذر زمان و تغییر نگاه دیگران به خود میگوید، از نیش زبانها مینالد، و به این نکته اشاره میکند که گاهی برای رسیدن به جایگاه بلند باید تحقیر را پذیرفت. همچنین، شعر به انتقاد از دغدغههای مادی و خودتخری میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به خودآزاری و نیشزبانیهای جامعه نیازمند درک بالاتری از روابط انسانی است.
شماره ۶۱۴ - پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی
پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی
از عینک است چشم ترا خانه روشنی ۱
از بس گزیده است مرا نیش هر زبان
لرزم بخویش پوشم اگر جامه سوسنی ۲
نتوان شدن بر اوج شرف، جز بپشت پا
شد سر بلند سرو، ز بر چیده دامنی ۳
افگنده اند بهر تو چون خاک بستری
تا چند فکر قالی و پشتی و سوزنی؟! ۴
گر عالمی بروی تو یا زند تیغ کین
آنست ضربه تو که بر خویشتن زنی ۵
از عینک است چشم ترا خانه روشنی ۱
از بس گزیده است مرا نیش هر زبان
لرزم بخویش پوشم اگر جامه سوسنی ۲
نتوان شدن بر اوج شرف، جز بپشت پا
شد سر بلند سرو، ز بر چیده دامنی ۳
افگنده اند بهر تو چون خاک بستری
تا چند فکر قالی و پشتی و سوزنی؟! ۴
گر عالمی بروی تو یا زند تیغ کین
آنست ضربه تو که بر خویشتن زنی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۳ - بکام خویش، نچیدم گلی ز باغ جوانی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۵ - نتواندم بعشوه جهان کرد رهزنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.