هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دشمنان خود میگوید و از آنها میخواهد که با شادی و عشرت، غم و اندوه را از دل او دور کنند. او از شراب و شادی به عنوان ابزاری برای مقابله با دشمنان یاد میکند و از آنها میخواهد که با سخنان شیرین و رفتار دوستانه، زندگی را برای او شیرین کنند. شاعر تأکید میکند که بدون شراب و شادی، زندگی بیمعناست و از دشمنان میخواهد که با این روش، او را از شر آنها نجات دهند.
رده سنی:
18+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و عشرت ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۲۹ - جانا دل دشمنان حزین کن
جانا دل دشمنان حزین کن
با خود شبکی مرا قرین کن ۱
تیغ عشرت ز باده برکش
اسب شادی به زیر زین کن ۲
من خاتم کردهام دو بازو
خود را به میان این نگین کن ۳
تا جان من از رخت نسوزد
رخ زیر دو زلف خود دفین کن ۴
تا عیش عدو چو زهر گردد
با ما سخنان چو انگبین کن ۵
بی باده مباش و بی رهی هیچ
کوری همه دشمنان چنین کن ۶
با خود شبکی مرا قرین کن ۱
تیغ عشرت ز باده برکش
اسب شادی به زیر زین کن ۲
من خاتم کردهام دو بازو
خود را به میان این نگین کن ۳
تا جان من از رخت نسوزد
رخ زیر دو زلف خود دفین کن ۴
تا عیش عدو چو زهر گردد
با ما سخنان چو انگبین کن ۵
بی باده مباش و بی رهی هیچ
کوری همه دشمنان چنین کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۸ - ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۳۰ - چشمکان پیش من پر آب مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.