هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از ضعف جسمانی و روحی خود در برابر عشق میگوید و بیان میکند که عقل در برابر عشق تاب نمیآورد. شاعر همچنین از فریبکاری و فنون یار خود شکایت میکند و حال خود را با جنون مقایسه میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۳۵ - صبر کم گشت و عشق روز افزون
صبر کم گشت و عشق روز افزون
کسیه بی سیم گشت و دل پرخون ۱
میدهد درد مینهد منت
یار ما را عجب گرفت زبون ۲
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق
سخنش روز و شب فنون و فسون ۳
پشت کوژ و تنم ضعیف شدست
پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون ۴
عقل با عشق در نمیگنجد
زین دل خسته رخت برد برون ۵
حالم اینست و حرص و عشقم پیش
راست گفتند ک «الجنون فنون» ۶
کسیه بی سیم گشت و دل پرخون ۱
میدهد درد مینهد منت
یار ما را عجب گرفت زبون ۲
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق
سخنش روز و شب فنون و فسون ۳
پشت کوژ و تنم ضعیف شدست
پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون ۴
عقل با عشق در نمیگنجد
زین دل خسته رخت برد برون ۵
حالم اینست و حرص و عشقم پیش
راست گفتند ک «الجنون فنون» ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۴ - ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
گوهر بعدی:غزل ۳۳۶ - ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.