هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش از شخصیتی میپردازد که دارای ویژگیهای برجستهای مانند عدالت، حکمت، صلحطلبی، انصاف، قناعت و فراغت است. شاعر از تواناییهای ادبی و معنوی این شخصیت تمجید میکند و او را به عنوان الگویی برای دیگران معرفی مینماید. همچنین، شاعر به نقش شعر و ادبیات در روشنگری و شفابخشی روحی اشاره میکند و از تأثیرات مثبت آن بر جامعه سخن میگوید.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی، اخلاقی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - این قصیدهٔ را عارف زرگر در مدح سنایی گفته
ای نهاده پای همت بر سر اوج سما
وی گرفته ملک حکمت گشته در وی مقتدا ۱
بر سریر حکمت اندر خطهٔ کون و فساد
از تو عادلتر نبد هرگز سخن را پادشا ۲
مشرق و مغرب ز راه صلح بگرفتی بکلک
ناکشیده تیغ جنگی روز کین اندر وغا ۳
لاجرم ز انصاف تو، روی ز من شد پر درر
همچو از اوصاف تو، چشم زمانه پر ضیا ۴
گوی همت باختی با خلق در میدان عقل
باز پس ماندند و بردی و برین دارم گوا ۵
نی غلط کردم که رای صایبت با اهل عصر
کی پسندد از تو بازی یا کجا دارد روا ۶
چون زر و طاعت عزیزی در دو عالم زان که تو
با قناعت همنشینی با فراغت آشنا ۷
سیم نااهلان نجویی زان که نپسندد خرد
خاکروبی کردن آن کس را که داند کیمیا ۸
شعر تو روحانیان گر بشنوند از روی صدق
بانگ برخیزد ازیشان کای سنایی مرحبا ۹
حجتی بر خلق عالم زان دو فعل خوب خویش
شاعری بیذل طمع و پارسایی بیریا ۱۰
عیسی عصری که از انفاس روحانیت هست
مردگان آز و معلولان غفلت را شفا ۱۱
بس طبیب زیرکی زیرا که بینبض و علیل
درد هر کس را ز راه نطق میسازی دوا ۱۲
نظم گوهربار عقل افزای جان افروز تو
کرد شعر شاعران بوده را یکسر هبا ۱۳
معجز موسی نمایست این و آنها سحر و کی
ساحری زیبا نماید پیش موسی و عصا ۱۴
هر که او شعر ترا گوید جواب از اهل عصر
نزد عقل آنکس نماید یافه گوی و هرزه لا ۱۵
زان که بشناسند بزازان زیرک روز عرض
اطلس رومی و شال ششتری از بوریا ۱۶
شاعران را پایه بیشرمی بود تا زان قبل
حاصل و رایج کنند از مدح ممدوحان عطا ۱۷
صورت شرمی تو اندر سیرت پاکی بلی
با چنان ایمان کامل، این چنین باید حیا ۱۸
شعر و سحر و شرع و حکمت آمدت اندر خبر
ره برد اسرار او چون بنگرد عینالرضا ۱۹
کاین چهارست ای سنایی چار حرف و یافتند
زین چهار آن هر چهار از نظم و نثر اوستا ۲۰
تا حریم کعبه باشد قبلهٔ اهل سنن
تا نعیم سدره باشد طعمهٔ اهل بقا ۲۱
سدره بادت دستگاه بخشش دارالبقا
کعبه بادت پایگاه کوشش دارالفنا ۲۲
کعبه و سدره مبادت مقصد همت که نیست
جز «و یبقی وجه ربک» مر ترا کام و هوا ۲۳
نظم عشقآمیز عارف را ز راه لطف و بر
برگذر از عیبهاش و در گذر از وی خطا ۲۴
تا که باشد عارف اندر سال و ماه و روز و شب
شاکر افضال تو اندر خلا و اندر ملا ۲۵
وی گرفته ملک حکمت گشته در وی مقتدا ۱
بر سریر حکمت اندر خطهٔ کون و فساد
از تو عادلتر نبد هرگز سخن را پادشا ۲
مشرق و مغرب ز راه صلح بگرفتی بکلک
ناکشیده تیغ جنگی روز کین اندر وغا ۳
لاجرم ز انصاف تو، روی ز من شد پر درر
همچو از اوصاف تو، چشم زمانه پر ضیا ۴
گوی همت باختی با خلق در میدان عقل
باز پس ماندند و بردی و برین دارم گوا ۵
نی غلط کردم که رای صایبت با اهل عصر
کی پسندد از تو بازی یا کجا دارد روا ۶
چون زر و طاعت عزیزی در دو عالم زان که تو
با قناعت همنشینی با فراغت آشنا ۷
سیم نااهلان نجویی زان که نپسندد خرد
خاکروبی کردن آن کس را که داند کیمیا ۸
شعر تو روحانیان گر بشنوند از روی صدق
بانگ برخیزد ازیشان کای سنایی مرحبا ۹
حجتی بر خلق عالم زان دو فعل خوب خویش
شاعری بیذل طمع و پارسایی بیریا ۱۰
عیسی عصری که از انفاس روحانیت هست
مردگان آز و معلولان غفلت را شفا ۱۱
بس طبیب زیرکی زیرا که بینبض و علیل
درد هر کس را ز راه نطق میسازی دوا ۱۲
نظم گوهربار عقل افزای جان افروز تو
کرد شعر شاعران بوده را یکسر هبا ۱۳
معجز موسی نمایست این و آنها سحر و کی
ساحری زیبا نماید پیش موسی و عصا ۱۴
هر که او شعر ترا گوید جواب از اهل عصر
نزد عقل آنکس نماید یافه گوی و هرزه لا ۱۵
زان که بشناسند بزازان زیرک روز عرض
اطلس رومی و شال ششتری از بوریا ۱۶
شاعران را پایه بیشرمی بود تا زان قبل
حاصل و رایج کنند از مدح ممدوحان عطا ۱۷
صورت شرمی تو اندر سیرت پاکی بلی
با چنان ایمان کامل، این چنین باید حیا ۱۸
شعر و سحر و شرع و حکمت آمدت اندر خبر
ره برد اسرار او چون بنگرد عینالرضا ۱۹
کاین چهارست ای سنایی چار حرف و یافتند
زین چهار آن هر چهار از نظم و نثر اوستا ۲۰
تا حریم کعبه باشد قبلهٔ اهل سنن
تا نعیم سدره باشد طعمهٔ اهل بقا ۲۱
سدره بادت دستگاه بخشش دارالبقا
کعبه بادت پایگاه کوشش دارالفنا ۲۲
کعبه و سدره مبادت مقصد همت که نیست
جز «و یبقی وجه ربک» مر ترا کام و هوا ۲۳
نظم عشقآمیز عارف را ز راه لطف و بر
برگذر از عیبهاش و در گذر از وی خطا ۲۴
تا که باشد عارف اندر سال و ماه و روز و شب
شاکر افضال تو اندر خلا و اندر ملا ۲۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۵
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در تفسیر چند سوره و نعت رسول اکرم و مدح قاضی عبدالودود
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در پاسخ قصیدهٔ عارف زرگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.