هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم و اندوه عاشقانه، ناامیدی از عشق و جدایی، و انتقاد از زهد ریایی سخن میگوید. شاعر از یاری که به دیگران روی آورده شکایت میکند، از عشق نافرجام مینالد و به زاهدانی که در ظاهر پرهیزکارند اما در باطن دلبستهی زیباییهای دنیوی هستند، طعنه میزند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی پیچیده و نگاه انتقادی به مسائل اجتماعی و مذهبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و نمادین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱ - صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
یار یار دیگران شد خاک بر سر ناله را ۱
سبحه از دستم ستد طفلی که از مشکین صلیب
بر میان زنار بندد زاهد صد ساله را ۲
جان شیرین عرضه کردم بر دهانش لب گزید
کار مغان کی کس برد تنگی شکر بنگاله را ۳
سبزه سرزد از گلش در خط شدم از باغبان
گفت آوخ چون کنم خود رواست داغ این لاله را ۴
هان حذر ای مردم از چشم تر من زانکه من
عاقبت دانم که طوفانی بود این ژاله را ۵
راه ما بر بندر صورت فتاد ای کاروان
سخت می ترسم همی چشمی رسد دنباله را ۶
ساربان بار سفر بر بست و محمل می رود
لال گردی ای زبان بگشا درای ناله را ۷
زاهد از ته جرعه چشم بتان دم زد ز عشق
سامری افکند خاکی در دهان گوساله را ۸
گفتمش یغما بماند یا رود بیرون ز بزم
گفت چون وصل اوفتد رخصت بود دلاله را ۹
یار یار دیگران شد خاک بر سر ناله را ۱
سبحه از دستم ستد طفلی که از مشکین صلیب
بر میان زنار بندد زاهد صد ساله را ۲
جان شیرین عرضه کردم بر دهانش لب گزید
کار مغان کی کس برد تنگی شکر بنگاله را ۳
سبزه سرزد از گلش در خط شدم از باغبان
گفت آوخ چون کنم خود رواست داغ این لاله را ۴
هان حذر ای مردم از چشم تر من زانکه من
عاقبت دانم که طوفانی بود این ژاله را ۵
راه ما بر بندر صورت فتاد ای کاروان
سخت می ترسم همی چشمی رسد دنباله را ۶
ساربان بار سفر بر بست و محمل می رود
لال گردی ای زبان بگشا درای ناله را ۷
زاهد از ته جرعه چشم بتان دم زد ز عشق
سامری افکند خاکی در دهان گوساله را ۸
گفتمش یغما بماند یا رود بیرون ز بزم
گفت چون وصل اوفتد رخصت بود دلاله را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - چشم سیه مستش بخود نگشود از هم دیده را
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - یار به ساغر از عرق ره ندهد شراب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.