هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ عشق، جنون، عقل و دینداری است. او از تهی شدن میخانه از صفا و درد، تأثیر افسانههایش بر عقل و عشق، و تضاد بین عقل و عشق سخن میگوید. همچنین، شاعر به رابطهٔ پیچیدهٔ خود با معشوق و دینداری اشاره میکند و آرزو میکند که کاش راهی از کعبه به بتخانه وجود داشت.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به تضاد عقل و جنون، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دینداری و کفر ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۱۷ - تهی از صافی و دردی شده میخانه ما
تهی از صافی و دردی شده میخانه ما
تا ترش تلخ شود پر شده پیمانه ما ۱
گر چه دیوانه به افسانه گراید سوی عقل
عقل مجنون شود ار بشنود افسانه ما ۲
هر شبم خانه به کوئی است مگر روزی دوست
به غلط حلقه زند بر در کاشانه ما ۳
عقل و عشق است نه بازیچه کجا برتابد
به دو سلطان مخالف ده ویرانه ما ۴
بر چراغی زدم آخر که کند کسب فروغ
هر کجا شمع ز خاکستر پروانه ما ۵
صعب شد کار جنون از تو به حدی کاطفال
سنگ بر سینه زنند از غم دیوانه ما ۶
لاف دینداری یغما زدنم کافر کرد
کاش از کعبه دری بود به بتخانه ما ۷
تا ترش تلخ شود پر شده پیمانه ما ۱
گر چه دیوانه به افسانه گراید سوی عقل
عقل مجنون شود ار بشنود افسانه ما ۲
هر شبم خانه به کوئی است مگر روزی دوست
به غلط حلقه زند بر در کاشانه ما ۳
عقل و عشق است نه بازیچه کجا برتابد
به دو سلطان مخالف ده ویرانه ما ۴
بر چراغی زدم آخر که کند کسب فروغ
هر کجا شمع ز خاکستر پروانه ما ۵
صعب شد کار جنون از تو به حدی کاطفال
سنگ بر سینه زنند از غم دیوانه ما ۶
لاف دینداری یغما زدنم کافر کرد
کاش از کعبه دری بود به بتخانه ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - گر به بالینم نیامد بر مزار آمد مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - مفتی شهر ندارد چوبه میخانه ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.