هوش مصنوعی:
این متن نامهای عاشقانه و عارفانه است که در آن نویسنده با زبانی شاعرانه و پراحساس، از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و نبود معشوق شکایت کرده و از او میخواهد که به او توجه کند. نویسنده با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، احساسات خود را بیان میکند و در پایان با فروتنی از معشوق میخواهد که قبل از آنکه فرصت از دست برود، به او لطف کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است و استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شمارهٔ ۱۲۵ - به دوستی نوشته
سر نامه بنام آن خداوند
که دل ها را به دل ها داده پیوند ۱
اسیری کز غمت جان می فشاند
به عز عرض عالی می رساند ۲
که حیران آن سنگینم، اگر قابل آنم که در خیل غلامان باشم چرا به مقدم شریفم سرافراز نمی فرمائی و گرهی که از زلف دلاویزت در جان پریشانم افتاده از لعل روان بخش خود نمی گشائی؟ عذر منزل امن و مکان خلوت کدام است این خود پیداست که هر کرا یاری چون تو در مجلس است و دلارامی چون تو مونس، احدی را راه عبور ندهد و پادشه تا پاسابان را بار حضور نبخشد، بیت: ۳
در سرانگشایم چو با تو می نوشم
اگر فرشته رحمت ز آسمان آید ۴
و اگر این اهار مرحمت که هنوز همه حکایت است و رسول و کتابت مراد آن است که زندگانی در رنج دلنگرانی گذارم، به امید ملاقات موهومی روز و هفته و ماه و سال شمارم گناهی غیر مغفور است و جهدی غیر مشکور، بیت: ۵
چهره منما یا مکن منعم ز دیدن کی رواست
تشنه کامی را نمودن آب و کردن منبع آب ۶
کشتن و سوختن چون من فقیری نیک خواه و اسیری بی گناه شما را چه سود خواهد داشت و کدام بهبود خواهد کرد؟ بیت: ۷
مکش مرا که ترا خلق می کنند ملامت
وگرنه منکه نباشم سر تو باد سلامت ۸
استدعا از لطف بنده نوازت آن است که پیش از آنکه باد حسرت و حرمان غبارم از آستان ارادت باز پردازد سایه بر این خاک افکنی اگر سر موئی و هوائی پرده دری دیدی، کشتنی سوختنی باشم و گردن زدنی. باقی فدایت. ۹
که دل ها را به دل ها داده پیوند ۱
اسیری کز غمت جان می فشاند
به عز عرض عالی می رساند ۲
که حیران آن سنگینم، اگر قابل آنم که در خیل غلامان باشم چرا به مقدم شریفم سرافراز نمی فرمائی و گرهی که از زلف دلاویزت در جان پریشانم افتاده از لعل روان بخش خود نمی گشائی؟ عذر منزل امن و مکان خلوت کدام است این خود پیداست که هر کرا یاری چون تو در مجلس است و دلارامی چون تو مونس، احدی را راه عبور ندهد و پادشه تا پاسابان را بار حضور نبخشد، بیت: ۳
در سرانگشایم چو با تو می نوشم
اگر فرشته رحمت ز آسمان آید ۴
و اگر این اهار مرحمت که هنوز همه حکایت است و رسول و کتابت مراد آن است که زندگانی در رنج دلنگرانی گذارم، به امید ملاقات موهومی روز و هفته و ماه و سال شمارم گناهی غیر مغفور است و جهدی غیر مشکور، بیت: ۵
چهره منما یا مکن منعم ز دیدن کی رواست
تشنه کامی را نمودن آب و کردن منبع آب ۶
کشتن و سوختن چون من فقیری نیک خواه و اسیری بی گناه شما را چه سود خواهد داشت و کدام بهبود خواهد کرد؟ بیت: ۷
مکش مرا که ترا خلق می کنند ملامت
وگرنه منکه نباشم سر تو باد سلامت ۸
استدعا از لطف بنده نوازت آن است که پیش از آنکه باد حسرت و حرمان غبارم از آستان ارادت باز پردازد سایه بر این خاک افکنی اگر سر موئی و هوائی پرده دری دیدی، کشتنی سوختنی باشم و گردن زدنی. باقی فدایت. ۹
تعداد ابیات: ۵
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۴ - نامه ای است از کسی به کسی، کلک یغمائی مترجم آن است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۶ - به مهربان دوستی نگاشته شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.