هوش مصنوعی:
نامهای عاطفی و ادبی که در آن نویسنده با زبانی شیرین و پراحساس، به بیان عشق و ارادت خود به مخاطب (احتمالاً یک شخصیت معنوی یا عزیز) میپردازد. او از خطاهای گذشته خود سخن میگوید و از عفو و بخشش مخاطب سپاسگزاری میکند. همچنین، با استفاده از اشعار و عبارات ادبی، عمق احساسات خود را نشان میدهد و از رابطه پدر و فرزندی نمادین سخن میراند. متن مملو از تشبیهات و استعارات ادبی است و لحنی توأم با فروتنی و احترام دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای ساختار ادبی پیچیده، استفاده از اصطلاحات و استعارات عمیق، و مفاهیم عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۲۶ - به مهربان دوستی نگاشته شد
فدایت شوم نامه شیرین عبارت دل را به عفو جرایم ماضی بشارت داد و جان را به رامش جاوید اشارت کرد، بیت:
۱
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند ۲
خدا شاهد است و جهانی را مشهود که ما به جنایت خویش وعنایت حضرت معترفیم. همواره خطا کرده ایم و عطا دیده بارها زحمت آورده ایم و رحمت برده. پاداش بزرگی اقتضای خردی عفو از تو پسند آید و تقصیر از ما. امید دارم از این پس پاس تربیت سرکار ما را از صوارف ذلت بر آورد و مزاج حفظ الغیب و بندگی را به حوادث پخته خواری و خام کاری دست فرسود علت ندارد. فرموده اند مرا جز شما پسری نیست مگر مرا جز جناب شما پدری هست از همه هستی حضرت بر ما بزرگ خداوند است و آزادگان افتاده ما صاحب را کمین فرزند، بیت: ۳
در جوانی غم فرزند کسان پیرم کرد
کودکی کو که کند او پسری من پدری ۴
یغما می گوید این فرد از قول مخاطب قبراق تر بود والا تغییر می نمود ولی چون بحمدالله تعالی غبار مغایرت مرتفع است و اسباب مواخذت مجتمع، فرقی در اقوال پدر و پسر نیست و به اقتضای مقام تحریر مصراعی از این مناسب تر: خدا هم داد من از آن پدر هم زان پسر گیرد. ۵
اینک قبله ماه تا ماهی حکیم الهی و قنبرک باز عالم و آدم یغما در یمین و یسارم نشسته اند، القا از ایشان است و املا از من. آنچه قراین گواهی می دهد من محرر این نامه پریشانم و اصل مضمون و عبارت از ایشان. در این صورت اولی آنکه بقیت داستان را به تعلیقات این دو یک دل حوالت داشته چهال مجلس را به نغمه چنگ و آهنگ غم پرداز خالی کرده جای شما را نفس نفس خالی کنم. خدمات را مقرر که شرایط بندگی تقدیم افتد. ۶
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند ۲
خدا شاهد است و جهانی را مشهود که ما به جنایت خویش وعنایت حضرت معترفیم. همواره خطا کرده ایم و عطا دیده بارها زحمت آورده ایم و رحمت برده. پاداش بزرگی اقتضای خردی عفو از تو پسند آید و تقصیر از ما. امید دارم از این پس پاس تربیت سرکار ما را از صوارف ذلت بر آورد و مزاج حفظ الغیب و بندگی را به حوادث پخته خواری و خام کاری دست فرسود علت ندارد. فرموده اند مرا جز شما پسری نیست مگر مرا جز جناب شما پدری هست از همه هستی حضرت بر ما بزرگ خداوند است و آزادگان افتاده ما صاحب را کمین فرزند، بیت: ۳
در جوانی غم فرزند کسان پیرم کرد
کودکی کو که کند او پسری من پدری ۴
یغما می گوید این فرد از قول مخاطب قبراق تر بود والا تغییر می نمود ولی چون بحمدالله تعالی غبار مغایرت مرتفع است و اسباب مواخذت مجتمع، فرقی در اقوال پدر و پسر نیست و به اقتضای مقام تحریر مصراعی از این مناسب تر: خدا هم داد من از آن پدر هم زان پسر گیرد. ۵
اینک قبله ماه تا ماهی حکیم الهی و قنبرک باز عالم و آدم یغما در یمین و یسارم نشسته اند، القا از ایشان است و املا از من. آنچه قراین گواهی می دهد من محرر این نامه پریشانم و اصل مضمون و عبارت از ایشان. در این صورت اولی آنکه بقیت داستان را به تعلیقات این دو یک دل حوالت داشته چهال مجلس را به نغمه چنگ و آهنگ غم پرداز خالی کرده جای شما را نفس نفس خالی کنم. خدمات را مقرر که شرایط بندگی تقدیم افتد. ۶
تعداد ابیات: ۲
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۵ - به دوستی نوشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۷ - به دوستی نوشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.