هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از تأثیر نامه معشوق بر روح و روان خود سخن میگوید. او از تغییر حالات خود از مرگ به زندگی، از ذره به خورشید و از بندگی به پادشاهی اشاره میکند. همچنین، شاعر بر اهمیت پنهان نگه داشتن نامههای عاشقانه و رازداری تأکید دارد و از درد فراق و امید به وصال میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۳۱ - از قول علی اکبر خان دامغانی به دختر شاهزاده نامزدش نگاشته
گشت مرا دل به نامه ای ز تو خشنود
از غم من کاست تا به درد که افزود ۱
نامه نه بر جی پر از دراری رخشان
نامه نه درجی پر لآلی منقود ۲
مرده بودم زنده شدم، آزاد بودم بنده، ذره بودم خورشید گشتم، بنده بودم جمشید، خدا را سپاس که سهائی مقبول ماهی افتاد و گدائی مملوک پادشاهی، گیاهی سرو نو خاسته گشت و کوکبی ماه ناکاسته، مرا شکرگزاری باید که از عالمی رستم و بدان جهان جهان پیوستم، فرد: ۳
ما در خلوت به روی غیر ببستیم
از همه باز آمدیم و با تو نشستیم ۴
من کیستم یا چیستم، همه تویی بلکه من نیستم، مصرع: با وجودت زمن آواز نیاید که منم. فرموده ای نامه مرا از چشم بیگانه نگاه دار و پیش آشناکتمان کن، مصرع: نام جانان باید اندر جان نهان. البته کسی نخواهد دید و نخواهد شنید، فرد: ۵
غیرتم با تو چنان است که گر دست دهد
نگذارم که در آئی به خیال دگران ۶
کنون که دست وصال نیست و رفع ملال حرمان بر خیال است، نامه نگاری را اهمال مفرمای که بی زیارت دستخط مبارک جانم مجاور لب است، و روزم مقارن شب، فرد: ۷
به پیغامی از آن لب شادمانم بخت آنم کو
که بنوازد به مکتوبی کسی امیدواری را ۸
ارسال هل و گل که راحت جان و دل است و تلافی بسیار مشکل، و ای خدایا مشکل است. ۹
از غم من کاست تا به درد که افزود ۱
نامه نه بر جی پر از دراری رخشان
نامه نه درجی پر لآلی منقود ۲
مرده بودم زنده شدم، آزاد بودم بنده، ذره بودم خورشید گشتم، بنده بودم جمشید، خدا را سپاس که سهائی مقبول ماهی افتاد و گدائی مملوک پادشاهی، گیاهی سرو نو خاسته گشت و کوکبی ماه ناکاسته، مرا شکرگزاری باید که از عالمی رستم و بدان جهان جهان پیوستم، فرد: ۳
ما در خلوت به روی غیر ببستیم
از همه باز آمدیم و با تو نشستیم ۴
من کیستم یا چیستم، همه تویی بلکه من نیستم، مصرع: با وجودت زمن آواز نیاید که منم. فرموده ای نامه مرا از چشم بیگانه نگاه دار و پیش آشناکتمان کن، مصرع: نام جانان باید اندر جان نهان. البته کسی نخواهد دید و نخواهد شنید، فرد: ۵
غیرتم با تو چنان است که گر دست دهد
نگذارم که در آئی به خیال دگران ۶
کنون که دست وصال نیست و رفع ملال حرمان بر خیال است، نامه نگاری را اهمال مفرمای که بی زیارت دستخط مبارک جانم مجاور لب است، و روزم مقارن شب، فرد: ۷
به پیغامی از آن لب شادمانم بخت آنم کو
که بنوازد به مکتوبی کسی امیدواری را ۸
ارسال هل و گل که راحت جان و دل است و تلافی بسیار مشکل، و ای خدایا مشکل است. ۹
تعداد ابیات: ۵
۱۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۰ - از طهران به میرزا اسمعیل هنر نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۲ - به نواب فتح الله میرزا نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.