هوش مصنوعی: متن بیانگر درد و رنج عاشقانه و فراق است. نویسنده از دوری معشوق و رنج‌های ناشی از آن می‌نالد و از سوختن در آتش فراق سخن می‌گوید. همچنین اشاره‌ای به تلاش برای نجات از این وضعیت و امید به دیدار معشوق دارد. در پایان، به پیغامی اشاره می‌کند که اثرش در آینده آشکار خواهد شد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای سنین پایین دشوار می‌باشد. همچنین، لحن غمگین و بیان رنج‌های عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شمارهٔ ۶۷ - به مرحوم میرزا عبدالوهاب نگاشته

دامن خویش ز خون مژه گلشن کردم
در فراق تو چه گل ها که به دامن کردم ۱
خود از کمند جستی و کمترین بنده خویش را که به دولت غلامیت از خواجگی آزاد بود، به قید هزار سلسله غم و اندوه بستی.اگر خواهم از شدت آلام حرمانت حرفی بر زبان آرم، از آتش دل و سوز درون، مصرع: زنی تا چشم برهم خامه خواهد سوخت دفتر هم. نه چنانم به نایره حرمان سوختی که جز کف خاکستری از هستیم اثری ماند و از وجود نابودم الا خبری. ۲
باری سرکار با اختیار یا اضطرار خودی از غرقاب عمو ضیائی به ساحل نجات کشیدی، و مصلحت من بیچاره را در غرق این بحر طوفان خیز دیدی. ما هم خدائی داریم و استخلاص را به قدر وسع دست و پائی. اگر توانم به طوریکه موجب نقص و کسر عزت سرکار نباشد به صوب حضور حرکت کرد، روانه خدمت سرکار خواهم شد و چنانچه به این استیصال و استهلاک باقی باشم تن و تارک را به کسوت و تاج فقر طراز داده مجرد روانه سمت شیراز خواهم شد، باری حال پیغامی که در تعلیقه آخر که کاش کور بودم و نمی دیدم داده بودند به ضمیمه چیزهای دیگر، به سرکار خان گفتم ثمر و اثرش ظاهر خواهد شد. ۳
تعداد ابیات: ۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۶ - به میرزا عبدالوهاب پسر محمدحسین خان کاشی نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۸ - از قول اندرون به میرزا عبدالوهاب نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.