هوش مصنوعی:
متن بیانگر احساس تنهایی، ناامیدی و رنج شاعر از زندگی و اجتماع است. او از ظلمت مهجوری، تنهایی در میان مردم، و ناملایمات زندگی شکایت دارد و آرزوی مرگ یا انزوا را دارد. همچنین، او به انتقاد از انسانها و رفتارهای آنها میپردازد و آنها را با حیوانات مقایسه میکند. در نهایت، او ابراز میکند که تنها ارواح پاک و والا را میستاید و خود را فدای راه آنها میکند.
رده سنی:
18+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی، انتقادات اجتماعی تند، و بیان احساسات تاریک مانند ناامیدی و آرزوی مرگ است که درک آنها برای مخاطبان زیر 18 سال دشوار بوده و ممکن است تأثیرات منفی بر روان آنها داشته باشد.
شماره ۳۹ - اگر مستفسر احوالم باشی روزم از تراکم ظلمت مهجوری نمونه شب است، و جانم دور از جان
اگر مستفسر احوالم باشی روزم از تراکم ظلمت مهجوری نمونه شب است، و جانم دور از جان عزیزت مجاور لب. نه در وثاق به علت تنک سرمایگان اخلاف، برگ نشاط و سرور دارم و نه در اسواق معاشرت این هیچ کسان مختلف الاوضاع ساز انبساط و... با چنین خانه سقی الله دوزخ، با چنین خلق عفی الله ابلیس. دلم از زخمه زخم حوادث ریش و خاطرم ازین عمر ناگوار راضی به مرگ خویش. با وجود این فراخنای وسیع الفسحت گیتی به تنگم، و از فرط تنهایی در مدینه المومنین چون مسلمان در دیار فرنگ:
۱
به هرکه مینگرم رخ نمیکند سویم
میان این همه بیگانه آشنایی نیست ۲
بالجمله از زندگانی ملولم و آرزومند زاویه خمول، خوشا آنان که از این گریوه پر خطر بار رحلت بستند و از شامت صحبت مشت غر زن به سلامت رستند. نمی دانم تو در چه کاری و به کمند ناملایم کدام سلسله گرفتار. اقوال و افعال پر و پوچ خرهای اصطبل عالم شهوات برهمزن بساط فراغ است، یا در موانست آدم منشان فرشته خویت باده جان افزای خرمی در ایاغ، اگر فی الواقع ذریه جناب آدم این خران و زادگان رحم محترمه حضرت حوا این غران اند، عذر شیطان در عدم سجده مسموع است و آخرت باین واسطه که سلسله سلسله را به داراالبوار خلیع العذار زنجیر کشان برده و ... و مغفور: ۳
به جز ارواح مکرم که ز دیوان ازل
به خداوندیشان خط غلامی دادم ۴
خاک تن، باد روان، آب بقا آتش جان
بی تکلف به فدای ره ایشان بادم ۵
پس از آن چند نفرگاه به زرگاه به زور
به همان شیوه که در فن جماع استادم ۶
به نعوظ شتر وایر خر و ضربه گاو
مرده و زنده هفتاد و دو ملت گادم ۷
آری به جواب تعلیقه جات سرکاری روی من سیاه است و خاطرم معترف به گناه مجاری حالات سلامتی را مفصلا مرقوم که مایه انبساط خاطر مودت ملزوم خواهد بود. ۸
به هرکه مینگرم رخ نمیکند سویم
میان این همه بیگانه آشنایی نیست ۲
بالجمله از زندگانی ملولم و آرزومند زاویه خمول، خوشا آنان که از این گریوه پر خطر بار رحلت بستند و از شامت صحبت مشت غر زن به سلامت رستند. نمی دانم تو در چه کاری و به کمند ناملایم کدام سلسله گرفتار. اقوال و افعال پر و پوچ خرهای اصطبل عالم شهوات برهمزن بساط فراغ است، یا در موانست آدم منشان فرشته خویت باده جان افزای خرمی در ایاغ، اگر فی الواقع ذریه جناب آدم این خران و زادگان رحم محترمه حضرت حوا این غران اند، عذر شیطان در عدم سجده مسموع است و آخرت باین واسطه که سلسله سلسله را به داراالبوار خلیع العذار زنجیر کشان برده و ... و مغفور: ۳
به جز ارواح مکرم که ز دیوان ازل
به خداوندیشان خط غلامی دادم ۴
خاک تن، باد روان، آب بقا آتش جان
بی تکلف به فدای ره ایشان بادم ۵
پس از آن چند نفرگاه به زرگاه به زور
به همان شیوه که در فن جماع استادم ۶
به نعوظ شتر وایر خر و ضربه گاو
مرده و زنده هفتاد و دو ملت گادم ۷
آری به جواب تعلیقه جات سرکاری روی من سیاه است و خاطرم معترف به گناه مجاری حالات سلامتی را مفصلا مرقوم که مایه انبساط خاطر مودت ملزوم خواهد بود. ۸
تعداد ابیات: ۵
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۸ - وصیت نامه ای دیگر
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.