هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج عشق و جدایی سخن میگوید، با تصاویری از قطرههای خون جگر، اشکهای چشمتر، و عزم سفر به سوی معشوق. شاعر از نخلهایی میگوید که ثمرشان با سنگ فرو ریخته و از شعلههای آه سحرگاهی که بلندتر از کوکب مسعود است. در نهایت، به رسیدن به حریم دوست اشاره میکند و راهنمایی خضر را در این مسیر یادآور میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۹ - از دیده چکد قطره خون جگر ما
از دیده چکد قطره خون جگر ما
خون جگر آویزه چشمان تر ما ۱
عزم سفر کوی تو داریم و نباشد
جز لخت جگر توشه راه سفر ما ۲
ماییم همان نخل که در دامن اطفال،
با سنگ فرو ریخته باشد ثمر ما ۳
رمزی بود از آب حیات و دل ظلمت
در تیره شبان گر نگری چشم تر ما ۴
با آن که بلند است تو را کوکب مسعود،
اندیشه کن از شعله آه سحر ما ۵
این گونه که عشقم ز خودی خانه بپرداخت
روزی تو درآیی که نباشد اثر ما ۶
افسر، به حریم در آن دوست رسیدیم
بد خضر در این راه همی راهبر ما ۷
خون جگر آویزه چشمان تر ما ۱
عزم سفر کوی تو داریم و نباشد
جز لخت جگر توشه راه سفر ما ۲
ماییم همان نخل که در دامن اطفال،
با سنگ فرو ریخته باشد ثمر ما ۳
رمزی بود از آب حیات و دل ظلمت
در تیره شبان گر نگری چشم تر ما ۴
با آن که بلند است تو را کوکب مسعود،
اندیشه کن از شعله آه سحر ما ۵
این گونه که عشقم ز خودی خانه بپرداخت
روزی تو درآیی که نباشد اثر ما ۶
افسر، به حریم در آن دوست رسیدیم
بد خضر در این راه همی راهبر ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - در بزم چمان آمده سرو چمن ما
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.