هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنجی که متحمل شده است سخن میگوید. او از اسارت، شکست، و بیعدالتی که بر او رفته شکایت دارد و از آتش دل و اشکهایش میگوید. همچنین، او از دوری معشوق و نرسیدن خبرش به او اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و حزنانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیعدالتی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۱۳ - در دام گرفتند و شکستند پرم را
در دام گرفتند و شکستند پرم را
وانگاه به بازیچه بریدند سرم را ۱
ای کاش سرم را که به بازیچه بریدند،
بریان ننمودند بر آتش جگرم را ۲
عالم همه طوفان شود، ای وای به مردم
خشک ار نکند آتش دل چشم ترم را ۳
هر لحظه ز بیداد دگر زیر و زبر کرد،
دست غمت این خانه زیر و زبرم را ۴
جانم به لب و سوی توام راه نباشد
ای وای، صبا گر نرساند خبرم را ۵
در کوی تو آسوده توانم که بیایم
گر اشک روانم نکند گل گذرم را ۶
افسر نبود در همه کشور خوبی،
دادی که بود دلبر بیدادگرم را ۷
وانگاه به بازیچه بریدند سرم را ۱
ای کاش سرم را که به بازیچه بریدند،
بریان ننمودند بر آتش جگرم را ۲
عالم همه طوفان شود، ای وای به مردم
خشک ار نکند آتش دل چشم ترم را ۳
هر لحظه ز بیداد دگر زیر و زبر کرد،
دست غمت این خانه زیر و زبرم را ۴
جانم به لب و سوی توام راه نباشد
ای وای، صبا گر نرساند خبرم را ۵
در کوی تو آسوده توانم که بیایم
گر اشک روانم نکند گل گذرم را ۶
افسر نبود در همه کشور خوبی،
دادی که بود دلبر بیدادگرم را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - ای مایه خرّمی جهان را
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - به حریم کوی دلبر که برد پیام ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.