هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و اشتیاق به معشوق، رهایی از حجابهای ظاهری و معنوی، و درد و رنج عشق سخن میگوید. شاعر از آفتاب و آینه به عنوان نمادهایی از معشوق استفاده میکند و به دیوانگی ناشی از عشق و تشنگی روح اشاره دارد. همچنین، از غم و اشک به عنوان عناصر جداییناپذیر از عشق یاد میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۸ - ای آفتاب از مه رویت در التهاب
ای آفتاب از مه رویت در التهاب
آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب ۱
ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم
اندر میان ما و تو، کی سد شود، حجاب ۲
اندر خمار تیره دلی چند سر کنم
ساغر به کف بگیر و برافکن ز رخ نقاب ۳
دیوانه آن که نیستش اندر سرا، پری
دیوانه تر کسی که نبیند پری به خواب ۴
از شعله، شعله غم و از دجله، دجله اشک
سرتا به پا در آتش و پا تا به سر در آب ۵
ما، در هوای چشمه حیوان لعل دوست،
مانند تشنه ایم، که بفریبدش سراب ۶
خوش مجلسی است با غم جانانه، افسرا
خون دلم شراب و نوای دلم رباب ۷
آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب ۱
ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم
اندر میان ما و تو، کی سد شود، حجاب ۲
اندر خمار تیره دلی چند سر کنم
ساغر به کف بگیر و برافکن ز رخ نقاب ۳
دیوانه آن که نیستش اندر سرا، پری
دیوانه تر کسی که نبیند پری به خواب ۴
از شعله، شعله غم و از دجله، دجله اشک
سرتا به پا در آتش و پا تا به سر در آب ۵
ما، در هوای چشمه حیوان لعل دوست،
مانند تشنه ایم، که بفریبدش سراب ۶
خوش مجلسی است با غم جانانه، افسرا
خون دلم شراب و نوای دلم رباب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - ای سایه سعادت و ای مایه شکیب
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - ای که به کوی مهوشان بار فتاده در گلت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.